پدر حسین رونقی: می‌خواهند ستار بهشتی دوم درست کنند

پدر حسین رونقی: می‌خواهند ستار بهشتی دوم درست کنند
جرس: پدر حسین رونقی ملکی، که فرزندش پس از شش ماه مرخصی در تاریخ ۹ اسفند ماه مجددا برای ادامه ۱۵ سال حکمش به زندان اوین فراخواند شد، گفت: «فرزند من سه بار از سوی کمیسیون پزشکی پزشک قانونی به دلیل بیماری های متعددش تحمل عدم کیفر گرفته بنابراین نباید به زندان برگردد اما نمی دانم به چه دلیل مسولان دوباره او را به زندان فراخواندند. می گویند فرزندم قصد فرار از ایران را داشته است.»

 

احمد رونقی ملکی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «در دادسرای شهید مقدس به من گفتند که پسرم فراری بوده، من آنجا شفاهی توضیح دادم و بعدتر در نامه ای برای آقای خدابخشی، دادیار ناظر زندان نوشتم که وقتی از دادسرا برای معرفی او تماس گرفته شد من خودم بچه ام را آوردم و تحویل دادم بنابراین بچه ام فراری نبوده است. سوال من این است که وقتی کمیسیون پزشکی یک کشور سه بار تحمل عدم کیفر می دهد دیگر این آزار و اذیت ها برای چیست؟»

 

حسین رونقی ملکی، در جریان حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در تاریخ ۲۲ آذر ماه همان سال در خانه پدری اش در شهر ملکان آذربایجان شرقی بازداشت شد و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاهی به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تایید شد. حسین رونقی دچار بیمارهای کلیوی و گوارشی در زندان شد و به همین دلیل بارها از زندان به بیمارستان انتقال یافت. او در تاریخ ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۳ به مرخصی درمانی آمد. نزدیک به شش ماه بعد، روز ۹ اسفند ماه به دنبال احضاریه به دادسرای اوین و پس از آن به زندان اوین منتقل شد.

 

احمد رونقی در خصوص وضعیت فعلی فرزندش گفت: «در ابتدا حسین به اندرزگاه ۸ زندان اوین برده شد اما چند روز بعد به بند ۷ زندان اوین منتقل شد. او در حال حاضر شرایط خوبی ندارد و مانند بقیه زندانیان بند ۷ اجازه هواخوری و رفتن به کتابخانه را ندارد. او را تهدید کرده اند که اگر خانواده اش در بیرون سروصدا کنند او را به زندان رجایی شهر منتقل می کنند.»

 

احمد رونقی همچنین گفت: «بچه ام را تهدید کرده اند که برای حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین در تاریخ ۲۸ فروردین ماه امسال دارای پرونده است و هر لحظه بخواهند این پرونده به جریان می افتد ولی مگر او به بند ۳۵۰ حمله کرده بود؟ یک مشت مامور زندان به بند حمله کرده و زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و بعد برای بچه من و چند زندانی دیگر پرونده درست شد. اینها می خواهند حسین را اذیت کنند و ستار دوم بسازند.»

 

پدر حسین رونقی ملکی با اظهار اینکه بعضی ها می خواهند «ستار دوم» بسازند، گفت: «من از همه مسولان کشور و همه کسانیکه برای انسانیت ارزش قائل هستند درخواست کمک برای آزادی فرزندم می کنم. اگر تا چند روز دیگر فرزندم آزاد نشود من کفن خواهم پوشید و در مقابل دفتر دادستان خودم را آتش خواهم زد تا همه دنیا صدای یک پدر زندانی را بشنود و آنها که دم از حقوق بشر می زنند بفهمند اینجا یک پدر خودش را آتش زد.»

Advertisements

اخراج همسر یک زندانی سیاسی به دلیل انجام مصاحبه

خبرگزاری هرانا – شیوا داداش‌زاده همسر زندانی سیاسی علی رضایی که بهمن ماه سال جاری بازداشت شد، به دلیل آنچه انجام مصاحبه با اصحاب رسانه و خبر رسانی در خصوص وضعیت همسر خویش عنوان شده از محل کارش اخراج شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خانم شیوا داداش‌زاده از محل کار خویش در دانشگاه پیام نور مرکز کرج و گرمدره به علت آنچه مصاحبه با اصحاب رسانه و خبررسانی در خصوص وضعیت همسرش علی رضایی عنوان شده اخراج شد.

شیوا داداش‌زاده نزدیک به ۸ سال در دانشگاه پیام نور مشغول به کار بوده و به عنوان مدیر پژوهش و آموزش انجام فعالیت می‌کرده است. پیش‌تر نیز خانم داداش‌زاده به علت خبر رسانی در خصوص وضعیت همسر خود از سوی مأمورین اطلاعات تهدید به بازداشت شده بود.

علی رضایی نزدیک به ۴۰ روز است که در بازداشت انفرادی به سر می‌برد و طبق آخرین اطلاعات دریافتی وضعیت او وخیم گزارش شده است، به طوریکه این فعال آذربایجانی کاهش وزن شدیدی در روزهای بازداشتش داشته است.

خانم داداش‌زاده در مصاحبه‌های خود عنوان کرده است که همسرش، علی رضایی، بی‌گناه و از فعالان میانه‌روی هویت طلب آذربایجانی محسوب می‌شود.

علی رضایی، در ۱۵ بهمن ۱۳۹۳ به هنگام ماموریت کاری در فرودگاه مهرآباد تهران دستگیر و پس از مراجعه به منزل با همراهی مأمورین اطلاعت، وسایل شخصی ایشان و همسرش خانم داداش‌زاده ضبط شده است.

 

درود به شرف اين زندانيان مقاوم و شجاع + عكس

تصاوير برگزاري مراسم چهارشنبه سوري در زندان گوهردشت كرج

كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها 27 اسفند 93 : زندانيان سياسي زندان گوهردشت كرج عليرغم فشارهاي مأموران زندان براي عدم برگزاري مراسم چهارشنبه سوري، اين مراسم سنتي را در داخل بند برگزار كردند. به اين ترتيب روحيه و مقاومت چشم گير و كوتاه نيامدن خود را در برابر جنايتكاران جمهوري اسلامي نشان دادند.

پیامبری که با مشاهده ی بدن لخت زن پسر خوانده اش عاشق شد و آیه نازل کرد.

 

محمد با این دو آیه هم به سنت خود اعراب خیانت کرد و هم به خواسته قلبیش که همبستر شدن با زینب، زن فرزند خوانده اش بود، دست یافت.

احزاب، آیه 36
هيچ مرد و زن با ايماني نباید هنگامي كه الله و فرستاده‌اش امري را لازم بدانند گزینه‌ای غیر از این اختیار نماید، و هر كس ‍ نافرماني الله و فرستاده‌اش را كند به گمراهي آشكاري گرفتار شده است.»

احزاب، آیه 37
و آنگاه به كسى كه الله بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو به او نعمت داده بودى مىگفتى همسرت را پيش خود نگاه دار و از الله بترس و آنچه را كه الله آشكاركننده آن بود در دل خود نهان مىكردى و از مردم مىترسيدى با آنكه الله سزاوارتر بود كه از او بترسى پس هنگامیکه زید او را بعد از کام گیری طلاق داد وى را به نكاح تو درآورديم تا در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان هنگامیکه آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان الله صورت اجرا پذيرد.

انسان به حیرت می‌افتد هنگامیکه مشاهده می‌نماید یکی از بی‌حیاترین انسانها خود را بعنوان پیامبر خدا معرفی نموده است، داستان ازدواج محمد با زینب بنت جحش بی‌گمان سندی است تاریخی و بسیار محکم که کسی از مغلطه‌بازان اسلامی را یارای انکار آن نیست؛ زیرا محتوای این داستان به صراحت در قرآن آمده است و در کتب معتبر هم شیعه و هم اهل سنت این روایت بیان شده است، روایتی که حاکی از آن است محمد با مشاهده‌ی بدن لخت زن پسرخوانده‌اش عاشق او شد، اما از آنجائیکه فرهنگ اعراب پیش از اسلام پسرخوانده را مانند پسر می‌دانستند، امکان ازدواج با او برای این جنایتکار تاریخ بشر وجود نداشت؛ بنابراین او با به خدمت گیری الله، رسم پسرخواندگی را ملغی نمود و سپس زید را با زبان بی‌زبانی مجبور نمود تا زنش را طلاق دهد، او بیان کرد که الله عقد من را با زینب در آسمانها بسته است و شاهد این ازدواج هم جبرئیل بوده است، اما اصل این داستان در تفسیرهای معتبر اسلامی که در شرح این آیه بیان شده است؛
زید ابن حارثه پسر خوانده‌ی محمد ابن عبدالله بود؛ پیامبر اسلام نیز او را خیلی دوست می‌داشت تا جائیکه به وی، زید ابن محمد می‌گفتند.
در سال حدوداً پنجم هجری بود که پیامبر اسلام از دخترعمه اش، زینب بنت جحش، که از خانواده‌ی سرشناس و ثروتمند بود برای زید خواستگاری نمود؛خانواده‌ی زینب و خود او گمان کردند که محمد برای خودش خواستگاری می‌کند، این بود که بی‌درنگ از این خواستگاری استقبال نمودند، اما هنگامیکه که متوجه شدند، برای زید( که در ابتدا برده‌ی پیامبر بود) خواستگاری می‌نماید، بسیار ناراحت شدند و این اقدام پیامبر اسلام را توهینی نسبت به خانواده‌ی خویش قلمداد نمودند، لذا به او جواب رد دادند، پیامبر اسلام که هرگز چنین انتظاری را از آنها نداشت (زیرا زید را پسر خود صدا می‌زد) بسیار ناراحت شد و پس از مدتی اعلام نمود که الله این آیه را بر او نازل نموده است:
هيچ مرد و زن با ايماني نباید هنگامي كه الله و فرستاده‌اش امري را لازم بدانند گزینه‌ای غیر از این اختیار نماید، و هر كس ‍ نافرماني الله و فرستاده‌اش را كند به گمراهي آشكاري گرفتار شده است.» احزاب ، آیه 36
لذا زینب و خانواده‌اش با نزول این آیه، گزینه ای جز اطاعت امر الله و فرستاده‌اش، محمد، را نداشتند؛ بنابراین با ازدواج موافقت نمودند.

تا اینکه روزی بر حسب اتفاق پیامبر اسلام، زینب را بدون حجاب مشاهده نمود. از این لحظه به بعد قضیه به گونه‌ای دیگر رقم خورد؛ پیامبر اسلام زینب را پسندید و عاشق او شد، اما او با دو مشکل مواجه بود:
از یک طرف زینب شوهر داشت و از طرف دیگر او زن پسر خوانده‌اش بود که بر طبق رسم عربها نمی‌توانست با او ازدواج نماید؛ لذا مایل نبود که زید او را طلاق دهد و هر بار که زید این درخواست را با او مطرح می‌نمود، پیامبر مخالفت می‌کرد.
او همواره این موضوع را در دلش نگه می‌داشت و می‌خواست که برای رسیدن به زینب این رسم پسرخواندگی را از بین ببرد.
لذا باز الله را به خدمت گرفت و از قول او گفت که ای محمد چرا آنچه را که الله برای تو آشکار کرده است در دل نگه می‌دارید ، این بود که محمد زید را هم از اراده‌ی الله آگاه ساخت، اراده‌ای که حتمی و قطعی است، پس در واقع عقد آنها را خود الله بسته بود.
زید هم زینب را طلاق داد.
پس ازجدائی آن دو، پیامبر اسلام بدون عقد وارد اتاق زینب شد، اما زینب از او شرم نمود، محمد به او گفت که نگران نباش و شرم نکن که الان الله عقد من و تو را در آسمانها بسته آیه چنین می‌گوید:

و آنگاه به كسى (زید)كه الله بر او نعمت ارزانى داشته بود(منظور اسلام آورده بود) و تو به او نعمت داده بودى (او را پسر خوانده‌ی خود نمودی) مىگفتى همسرت را پيش خود نگاه دار و از الله بترس و آنچه را كه الله آشكاركننده آن بود در دل خود نهان مىكردى و از مردم مىترسيدى با آنكه الله سزاوارتر بود كه از او بترسى پس هنگامیکه زید او را بعد از کام گیری(سکس) طلاق داد وى را به نكاح تو درآورديم تا در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان هنگامیکه آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان الله صورت اجرا پذيرد. احزاب، آیه 37

اکنون در همین زمینه به چند روایت از منابع سنی و شیعه اشاره میشود.
رسول الله برای حاجتی به ملاقات زید رفته بود، پس زینب(همسر زید) درحالی که بدون لباس ایستاده بود را مشاهده نمود، او زنی سفید بسیار زیبا و از زیباترین زنان قریش بود. رسول الله از این زیبائی به شگفت آمد و عشق او در دلش قرار گرفت، پس گقت: سبحان الله مقلب القلوب وانصرف پاک منزه است الله کسی که دلها را منقلب می‌گرداند، پس هنگامیکه زید آمد زینب ماجرا را بیان نمود، زید متوجه منظور رسول الله گردید و نسبت به زینب بی‌رغبت شد، پس نزد رسول الله رفت و گفت که قصد دارد زنش زا طلاق دهد، رسول الله گفت: آیا از او چیز بدی دیده‌ای؟ زید گفت: نه والله یا رسول الله، من چیزی جز نیکی از او ندیده‌ام ولی او افتخاراتش را به رخ من می‌کشد و با زبانش مرا آزار می‌دهد؛ رسول الله گفت: زنت را نگهدار و از خدا بترس سپس زید او را طلاق داد.
تفسیر معالم التنزیل بغوی (صفحه 354)
قرطبی نیز در تفسیرش صفحه‌ی 174 مشابه همین حدیث را بیان نموده است.
این در حالی بود که محمد در دل آرزو داشت که زید زنش را طلاق دهد ولی از واکنش مردم می‌ترسید:
والنبی صلى الله عليه وسلم يحب أن يطلقها و يخشى مقالة الناس.
فتح الباری (جلد 8/صفحه524 )
ابن کثیر در تفسیرش بیان می‌نماید که الله به رسولش پیش از اینکه زید زینب را طلاق دهد خبر داده بود که زینب زن تو خواهد شد. (تفسیر ابن کثیر جلد 4 صفحه‌ی 225 )
طبری در تفسیرش صفحه‌ی 274 بیان می‌نماید که رسول الله قصد داشت وارد اتاق زینب شود که باد پرده‌ای که از مو بافته شده بود را کنار زد و رسول الله زینب را دید، از زیبائی او به شگفت آمد و عشق او در قلبش قرار گرفت، زینب این داستان را به شوهرش گفت و…..(باقی ماجرا مانند آنچه که گفته شد)

اما در منابع شیعه:
رسول الله وارد اتاق زینب شد و او را لخت مشاهده نمود(هنوز حکم حجاب نیامده بود) و او خیلی زیبا بود پس گفت:سبحان الله خالق النور و تبارك الله أحسن الخالقين پاک و منزه است الله (کسی که) خالق نور است و …مبارک باد بر الله که بهترین خالقان است؛ سپس رسول الله به منزلش رفت در حالی که عشق زینب در دلش قرار گرفت عشقی عجیب… تفسير قمی ج2 ص 173 ؛ علی ابن ابراهیم قمی از استادان و مریدان خاص کلینی است.
مأمون از اما رضا درباره‌ی آیه‌ی (احزاب/36) پرسید و امام رضا پاسخ داد که همانا رسول الله قصد خانه‌ی زید ابن حارثه را نمود و او زینب را در حالیکه مشغول آب‌تنی بود مشاهده کرد و گفت: سبحان الذي خلقك (پاک و منزه است آن الله که تو را خلق نمود …
عيون أخبار الرضا ج1 ص 204 نوشته‌ی شیخ صدوق از معتبرترین علمای شیعه.
همچنین در تفسیر مجمع البیان در توجیه این امر آمده است که:
اگر گفته شود پيامبر گرامى با ديدن جمال و كمال «زينب» از او خوشش آمد و عشق او را به دل گرفت و آرزو كرد كه كاش همسرى مانند او را الله به وى ارزانى دارد و اين امید را در دل نگه می‌داشت کار ناروائي نیست.

نگاهی نو به اسلام، این کاریست که هر ایرانی خردورز، انسان گرا و وطن پرست باید برای نجات خود و ایران انجام دهد. پذیرفتن یک پیامبر دروغین، شهوت ران، فریبکار، راهزن، تجاوز گر و تمامیت خواه، بزرگترین خیانت به شعور هر ایرانی و مام وطن است. آیا هنوز باورمند هستید که این دین از آسمانها آمده است و قرآن کلام بنیان گذار هستی است؟

ابراهیم فیروزی با وجود پایان محکومیت هم‌چنان در زندان

ebrahim firouzi

ابراهیم فیروزی نوکیش مسیحی که از ۱۷ ماه پیش در زندان بسر می‌برد، با وجود اینکه در ۲۳ دی ماه محکومیتش به پایان رسیده همچنان در انتظار تعیین تکلیف از سوی قاضی مقیسه است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ابرهیم فیروزی نوکیش مسیحی که در آخرین بازداشت خود، ۳ شهریور ماه سال ۹۲ بازداشت شد، پیشتر از سوی دادگاه انقلاب رباط کریم به یک سال زندان و دو سال تبعید به شهرستان سرباز محکوم شده است.

این حکم به دلیل بازداشتهای قبلی وی صادر شده بود و با احتساب ایام بازداشت قبلی و طبق تعیین وضعیت زندان در تاریخ ۲۳ دی ماه جاری محکومیت زندان آن به پایان رسید.

این در حالی است که در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برای این نوکیش مسیحی پرونده دیگری با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام تشکیل شده که با وجود گذشت ۱۴ ماه برای این پرونده تعیین تکلیف نشده است.

یکی از نزدیکان ابراهیم فیروزی به گزارشگر هرانا گفت: «قاضی مقیسه برای این پرونده ۲۰۰ میلیون تومان قرار صادر کرده است ولی خانواده ابراهیم فیروزی وقتی برای تودیع این وثیقه مراجعه می‌کنند حاضر به پذیرش آن نمی‌شوند.»

این منبع همچنین گفت: «دی ماه سال گذشته [۹۲] برای ابراهیم فیروزی دادگاهی تشکیل شد و وی اتهامات وارده را در این دادگاه رد کرد. قاضی مقیسه هم به وی گفت حالا که اتهامات را رد می‌کنی باید صبر کنی تا بازجویت بیاید و در حضور بازجو دادگاهی شود. از آن زمان هم که یک سال می‌گذرد دیگر هیچ دادگاهی تشکیل نشده است.»

ابراهیم فیروزی هم اکنون در بند ۱۰ زندان رجایی شهر کرج به همراه دیگر نوکیش مسیحی، کشیش فرشید فتحی نگهداری می‌شود.

«مردم امروز»، قربانی شارلی‌ابدو و جرج کلونی شد!

«مردم امروز»، قربانی شارلی‌ابدو و جرج کلونی شد!
روزنامه «مردم امروز» به دلیل تیتری به نقل از جرج کلونی با عنوان «من هم شارلی هستم» توقیف شد

به گزارش خبرگزاری امنیتی تسنیم، محمد قوچانی، سردبیر روزنامه «مردم امروز» در گفت‌وگو با خبرنگار این رسانه، با تایید خبر، اظهار داشت: این روزنامه به دلیل چاپ مطلبی در ارتباط با ماجرای شارلی‌ابدو توقیف شد. به گفته قوچانی اقدام به توقیف این روزنامه از سوی دادستانی تهران صورت گرفته است.

خبرگزاری مهر نیز گزارش داده که روزنامه مردم امروز به مدیرمسئولی احمد ستاری و سردبیری محمد قوچانی با دستور بازپرس شعبه ۲ دادسرای فرهنگ و رسانه توقیف شده است.

خبرگزاری فارس نیز نوشته است که بر اساس اطلاعات به دست آمده نامه دستور توقیف روزنامه مردم امروز به وزارت ارشاد ارائه شده تا به اجرا درآید.

روزنامه «مردم امروز» در تیتر نخست شماره سه‌شنبه ۲۳ دی‌ماه خود، از عنوان «کلونی: من هم شارلی هستم» استفاده کرده بود، این تیتر، با واکنش تند رسانه‌های محافظه‌کار روبه‌رو گردید. از جمله روزنامه کیهان، در شماره روز چهارشنبه، ۲۴ دی‌ماه خود، با «مهدورالدم» خواندن کارتونیست‌های شارلی‌ابدو، خواستار برخورد با روزنامه «مردم امروز» شد و نوشت: «مشخص نیست به چه علت روزنامه مردم امروز به سردبیری یک مجرم سابقه‌دار در فتنه ۸۸ در حمایت از توهین‌کنندگان به پیامبر اسلام تیتر زده است!»

جرج کلونی، بازیگر، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارگردان آمریکایی برنده جایزه اسکار و گلدن گلوب است.

 

پاسخ «مردم امروز» به انتقادها

در همین حال، به دنبال این واکنش‌ها، خبرگزاری مهر از پاسخ این روزنامه خبر داده و نوشته است: روزنامه «مردم امروز» امروز شنبه ۲۷ دی‌ماه در ستون «صدای مردم» خود و در پاسخ به دو پرسش از خوانندگانش در این خصوص، نوشت: اول اینکه اظهارات جُرج کلونی در هفتاد و دومین دوره فستیوال «گلدن گلوب» مربوط به قبل از انتشار شماره جدید مجله «شارلی ابدو» بوده و چه بسا اگر بعد از آن بود خود این بازیگر نیز آن شعار را تکرار نمی‌کرد و فضای قبل از انتشار شماره جدید این نشریه فرانسوی را با بعد از آن، باید متفاوت دانست. چون در فضای قبلی بحث ترور و قتل چند روزنامه‌نگار و کارتونیست و محکومیت اقدام گروه‌های تروریستی «داعش» و «القاعده» مطرح بود و در فضای بعدی موضوع اهانت، اولویت پیدا کرد. همچنان که قبل از شماره جدید این مجله نه‌تنها شخص رئیس‌جمهوری ایران و سخنگوی وزارت خارجه، اقدام تروریست‌ها را محکوم و تقبیح کردند که حتی آیت‌الله سیداحمد خاتمی نیز در خطبه‌های نمازجمعه تهران چنین کرد. بنابراین در آن مقطع، سخنان جرج کلونی و تکرار شعاری برای اعلام همبستگی با قربانیان و وجه ضد تروریستی داشت نه تایید اهانت اما فضای پس از انتشار شماره جدید، قطعاً متفاوت است.

این روزنامه همچنین با اشاره به زیرتیتر همان تیتر با عنوان «عده زیادی نه‌تنها در پاریس، بلکه در سراسر جهان راهپیمایی کردند و آنها مسیحی و یهودی و مسلمان بودند» آن را نشانه‌ای برای «رفع اتهام از مسلمانان در شرایطی که در مظان اتهام قرار گرفته بودند و بیم انتقام‌جویی از اقلیت مسلمان مقیم فرانسه می‌رفت» در روزنامه «مردم امروز» ذکر کرده و با تاکید بر روشن بودن موضع این روزنامه در این خصوص، مخاطبان را به سرمقاله‌های سردبیر این روزنامه ارجاع داده و در همین حال تاکید کرده است: در شماره ۱۴ روزنامه (یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲) و دو روز قبل از شماره مورد بحث در ستون سمت راست صفحه اول، عنوان یادداشتی از دکتر ابراهیم یزدی و این‌گونه آمده است: «آزادی آری، توهین هرگز». موضع ما نیز همین است: «آزادی آری، توهین هرگز». در آن مطلب هم بر آزادی‌بیان تاکید شده و هم بر پرهیز از اهانت.

روزنامه «مردم امروز» در ادامه آورده است: موضع صریح‌تر اما روز قبل‌تر (شنبه ۲۰ دی ۱۳۹۳) در گفتگو با حجت‌الاسلام دکتر داوود فیرحی روشن می‌شود. آنجا که ایشان می‌گوید: «ما با دو مساله مواجه هستیم. از نظر درون دینی کسانی هستند که با علم به مقام رفیع پیامبر اکرم (ص) به ایشان اهانت می‌کنند. چنین امری از نظر درون‌دینی حکم دارد و حکمش قتل است. چنین فردی خونش حلال است. البته در مورد اخیر شبهاتی وجود دارد. در این‌باره که چه کسی و چه کسانی به پیامبر اکرم (ص) توهین کرده‌اند و اینکه چگونه این کار صورت گرفته است. آیا کل نشریه فرانسوی پشت اقدام توهین‌آمیز بوده است یا فقط یک کارتونیست دست به چنین اقدامی زده است؟ در مواردی که شبهه وجود نداشته و هویت شخص توهین‌کننده به طور آشکار معلوم باشد (همانند قضیه سلمان رشدی و نگارش کتاب آیات شیطانی توسط او) حکم قتل قطعی است چراکه فرد مذکور عامدانه پیامبر مکرم (ص) را مورد تمسخر قرار داده و باید تبعاتش را هم پس بدهد.» در ادامه مصاحبه هم البته تاکید می‌کنند که «سب‌النبی قاعده و شرایط خاص خود را دارد» تا راه سوءاستفاده بسته شود.

این روزنامه همچنین پرسش‌کنندگان در این خصوص را به نوشته مدیرمسئول روزنامه که در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی انعکاس گسترده‌ای داشت، ارجاع داده و در پایان نوشته است: تیتر از منظر برائت از تروریسم به نام اسلام یا ایران نیز قابل ملاحظه بوده است. امیدواریم هم این دو خواننده گرامی و هم دیگرانی که پیامک فرستاده‌اند پاسخ خود را از خلال این سطور دریافت کرده باشند و چنانچه پیامک‌هایی با این مضمون را ادامه نمی‌دهیم بر ما ببخشایند. هرچند که هم‌چنان بر این باوریم که نیاز به این توضیحات نیست وقتی می‌توان از زبان شیخ اجل نقل کرد: ماه فرو ماند از جمال محمد / سرو نباشد به اعتدال محمد…