پدر وبلاگ‌نویس زندانی در ایران: خودم را مقابل دادستانی آتش می‌زنم

احمد رونقی ملکی، پدر حسین رونقی ملکی، وبلاگ‌نویس زندانی تهدید کرده که اگر فرزندش تا چند روز دیگر از زندان آزاد نشود، «کفن» خواهد پوشید و خودش را مقابل دفتر دادستانی به آتش خواهد کشید.

حسین رونقی ملکی در کنار مادرش زلیخا موسوی

رونقی ملکی به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفته است که با این اقدام می‌خواهد همه دنیا صدای پدر یک زندانی را بشنوند.

حسین رونقی ملکی از شهریورماه امسال از زندان آزاد و به دلیل بیماری، ادامه اجرای حکمش متوقف شده بود اما نهم اسفندماه جاری به دادسرای اوین احضار و بازداشت شد.

این وبلاگ‌نویس پس از بازداشت دست به اعتصاب غذا زد اما بعد از این‌که او را از بند هشت اوین به بندی دیگر منتقل کردند، اعتصاب غذایش را شکست. با این حال خانواده او می‌گویند که این زندانی پس از پایان اعتصاب غذا شرایط خوبی ندارد و از بیماری‌های کلیوی، گوارشی و پروستات رنج می‌برد.

به‌گفته پدر این وبلاگ‌نویس، مسئولان پرونده فرزندش می‌خواهند «ستار دوم» بسازند. اشاره احمد رونقی ملکی به کشته‌ شدن ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نویس، در بازداشتگاه نیروی انتظامی است.

ستار بهشتی در آبان‌ ماه ۱۳۹۱ در بازداشتگاه پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات نیروی انتظامی (فتا) کشته شد.

پدر حسین رونقی ملکی می‌گوید فرزندش سه بار از سوی کمیسیون پزشکی قانونی به دلیل بیماری‌های متعددش، حکم «عدم تحمل کیفر» گرفته و نباید به زندان برگردد اما مسئولان مدعی‌اند که او «قصد فرار از ایران» را داشته و او را دوباره زندانی کرده‌اند.

زلیخا موسوی، مادرحسین رونقی ملکی نیز پیشتر گفته بود که خدابخشی، معاون دادستان به او گفته که «عفو رهبری را قبول ندارد و حسین را هر طور که شده به زندان باز می‌گرداند.»

حسین رونقی ملکی که با نام مستعار بابک خرمدین وبلاگ می‌نوشت، در تاریخ ۲۲ آذرماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان استان آذربایجان شرقی بازداشت شد و به گفته خانواده‌اش حدود ۳۰۰ روز در سلول‌های انفرادی بند دو الف زندان اوین بوده است.

این فعال حقوق بشر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم به تأیید دادگاه تجدید نظر استان تهران رسید.

رونقی ملکی ۱۲ تیرماه سال ۱۳۹۱ پس از ٣٢ ماه حبس و با پشت سر گذاشتن چندین اعتصاب غذا سرانجام با وثیقه یک میلیارد تومانی به مرخصی آمده بود اما پس از مدتی و در جریان کمک‌رسانی به زلزله‌زدگان آذربایجان دوباره بازداشت شد.

این وبلاگ‌نویس ۱۲ شهریورماه سال جاری به دلیل بیماری از زندان آزاد شده بود.

به گفته انجمن‌های بین‌المللی مدافع حقوق بشر، ایران یکی از بزرگ‌ترین زندان‌های جهان برای وبلاگ‌نویسان و وب‌نگاران به شمار می‌رود.

گفتگو با شهروند بهایی که محکوم به مرگ شده است

فعالان در تبعید:  بهنام روغنی شهروند بهایی که پیشتر محکوم به مرگ شده بود در گفتگو با کمپین فعالان صلح در تبعید در خصوص حکم ارتداد وهمچنین مهدورالدم بودن خود، گفتگو کرده است. روغنی شرایط جامعه بهایی در ایران را بسیار بحرانی توصیف می کند. وی در خصوص آزار و سرکوب شهروندان بهایی و همچنین مشکلات دیگر آنها گفت: با توجه به رویکرد تندروها در جامعه خشونت و نقض حقوق شهروندی بهاییان در ایران رو به رشد است. متن گفتگوی مرتضی اسماعیل پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر با بهنام روغنی شهروند بهایی در پایین آمده است.

11079778_459473990872118_1990103247_n

وضعیت شهروندان بهایی بعد از انقلاب را چگونه ارزیابی می کنید؟

بعد از انقلاب اسلامی در ایران مبارزه با دیانت بهایی و شهروندان بهایی به طور سیستماتیک در دستور کار سران جمهوری اسلامی قرار گرفت.سران جمهوری اسلامی ایران که از لحاظ ایدئولوژی با بهاییان مشکل داشتند همیشه سعی در حذف فیزیکی بهاییان، ازجامعه ایران داشتند. این در حالی است که شهروندان بهایی به دلیل باورهای دینی خود همیشه از خشونت و سیاست به شدت دوری می کنند و خودرا تابع مقرار کشور محل زندگی خود می دانند.

آیا آزار بهاییان توسط نیروهای خودسر انجام می شد و یا رهبر جمهوری اسلامی ایران در آن دخیل بوده است؟

رهبر سابق جمهوری اسلامی ایران آیت الله خمینی,بارها بهاییان را مورد هجوم قرار داد و در نطقی عجیب عنوان کرد بهاییان جانورانی هستند که باید آز آنها ترسید. صحبت های رهبرایران چراغ سبزی بود برای نیروهای تندرو در ایران تا به آزار و سرکوب شهروندان بهایی بپردازند. شدت بهایی آزاری در سالهای اولیه انقلاب به حدی رسید که حدود 200 نفراز شهروندان بهایی و رهبران محفل بهاییان ایران اعدام شدند و در عرض چند سال بهاییان با مشکلاتی مثل توقیف اموال ,محرومیت از تحصیل ,کار و زندانهای طولانی مدت مواجه شدند. این در حالی بود که تبلیغ علیه جامعه بهایی به شدت روبه افزون بود و حتی در کتابهای درسی نیز چند صفحه ای به موضوع بهایی ستیزی اختصاص یافته بود.و در مساجد ونماز جمعه ها روحانی پیش نماز به شدت شهروندان بهایی را مورد هجوم قرار میداد. تبلیغات به قدری زیاد و سیستماتیک بود که حتی عده کمی از شهروندان ایرانی نیز به آن باور پیدا کرده بودند ودر بهایی ستیزی و آزار بهاییان همکاری میکردند.

بعد از درگذشت آقای خمینی شرایط برای بهاییان تغییری کرد؟

بعد از فوت آیت الله خمینی و به روی کار آمدن آیت الله خامنه ای، احساس بر این بود که فضا تا حدود کمی باز شود و لی آیت الله خامنه ای که خود نیز به تازگی جز مراجع تقلید شده بودند با جواب دادن به چندین فتوا گامی جدیدی در راستای بهایی ستیزی برداشت . در فتوایی صادر شده توسط ایشان کل بهاییان را نجس و ارتباط داشتن با آنها و حتی خوردن آشامیدن و اجسامی که بهاییان استفاده کرده اند و دارای رطوبت است بارها حرام اعلام کرده و خواستار مقابله با این اقلیت مذهبی در ایران را شده اند.

در سالهای اخیر شاهد صدور فتوا علیه جامعه بهاییان بوده ایم، آیا شما نیز با مشکل روبرو بودید؟

صدور فتوا در ایران مساله جدیدی نیست و به دلیل اینکه ایران دین رسمی جمهوری اسلامی شیعه را برگزیده است و هر فرد با مراجعه به مراجع تقلید و با دادن استفتاء خواستار جواب آن از مرجع تقلید می شود. و عده ای ازگروه های تندرو مذهبی که رابطه خاصی با مراجع داشته اند خواستار صدور فتواهای خاص از مراجع شده اند که بعضا باعث صدور حکم های سنگین و توقیف اموال شهروندان بهایی و دیگر اقلیتهای مذهبی و نوکیشان مذهبی و بعضا شهروندان ایرانی شده است. من نیز جز آن دسته از فتواهای خاص بوده ام که گروهای تند رو اسلامی با مراجعه و ارتباط خاصی که با مراجع داشته اند باعث صدور فتوایی خاص که همان حکم ارتداد ومرگ برای من شده اند.

آیا صدور فتوا برای شما جنبه تبلیغاتی داشته است یا جنبه شخصی؟

البته باید به این نکته اشاره کرد که فتواهای نظیر فتوای که برای من صادر کرده اند بیشتر جنبه سیاسی داشته است و نوعی ایجاد رعب و وحشت و سرکوب افرادی که در باورهای مذهبی خود تغییر ایجاد کرده اند و قصد اعلام کردن باورهای خود و تبلیغ آن را دارند هست . در فتوای صادر شده برای من ذکر شده که فرد مذکور (بهنام روغنی)مرتد ومهدورالدم است .تعریف مرتد به فردی میگویند که از اسلام خارج شده است و کشتن آن مجاز است و مهدورالدم نوعی جواز مرگ است و به اصطلاح فردی است که خون آن بی ارزش است.

و در آخر شرایط را برای بهاییان چگونه ارزیابی میکنید و چه خواسته ای دارید؟ بااینکه شرایط بهاییان تغییری ایجاد نشده در حال حاضر حدود ۱۰۰ شهروند بهایی کماکان در زندان هستند و چند ده نفر نیز در لیست انتظار به ورود به زندان هستند محرومیت تحصیل شهروندان بهایی در مقاطع دانشگاهی شاهد رشد زیادی بوده است ودر کل محدودیتها و محرومیت ها رو به افزون است. ولی می توان به این نکته اشاره کرد در سالهای اخیر با ورود فضاهای مجازی واطلاع رسانی وشناخت مردم ازشرایط شهروندان بهایی و آشنایی آنها با آیین بهایی تا حدود زیادی در موج بهایی ستیزی جمهوری اسلامی در بین مردم ایران منفور و غیر قابل تحمل شده است.

11079778_459473990872118_1990103247_n

نقش پررنگ نهادهای تحت کنترل خامنه‌ای در تخریب باغات و محیط‌زیست

Khamenei-Empire

تقاطع: سه روز بعد از انتقادهای علی خامنه‌ای از تخریب محیط زیست و زمین‌خواری در ایران، شماری از دانشجویان “بسیجی” دانشگاه‌های تهران با برگزاری تجمعی اعتراضی در مقابل دادستانی تهران، خواهان برخورد “قاطع” قوه قضاییه با نهادهای درگیر در تخریب باغات و محیط زیست شدند.

به گزارش وب‌سایت “مسیرآنلاین” (نزدیک به سپاه پاسداران) شرکت‌کنندگان در این تجمع که روز چهارشنبه (۲۰ اسفند-۱۱ مارچ) برگزار شد، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، فهرستی از ۱۰ پرونده بزرگ تخریب باغات و زمین‌خواری در ایران را منتشر کردند که نام نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی هم‌چون “ستاد اجرایی فرمان امام”، “آستان قدس رضوی”، “بنیاد تعاون ناجا”، “بنیاد تعاون سپاه” و “صندوق بازنشستگی وزارت اطلاعات” به عنوان متهم اصلی این پرونده‌ها دیده می‌شود.

«تخریب و تفکیک “باغ حکمت” به مساحت ۱۸ هزار مترمربع در حریم رودخانه تامین آب شرب واقع در منطقه لواسان توسط ستاد اجرای فرمان امام»، «تخریب کامل باغ گیاهی به مساحت بیش از ۱۰ هزار مترمربع واقع در میدان تجریش تهران و تبدیل آن به مجتمع تجاری توسط صندوق بازنشستگی وزارت اطلاعات»، و «تغییر کاربری ۱۶ هزار مترمربع از اراضی سبز واقع در ارتفاعات ۱۸۰۰ سوهانک تهران برای ساخت دو برج ۳۵ طبقه توسط تعاونی مسکن مجلس شورای اسلامی» از جمله پرونده‌هایی هستند که در این نامه از آن‌ها نام برده شده است.

نویسندگان این نامه هم‌چنین به «تخریب کامل باغ ضراب‌خانه به مساحت ۱۱ هزار مترمربع در خیابان شریعتی تهران و تبدیل آن به برج ۳۰ طبقه تجاری-اداری توسط بنیاد تعاون ناجا» و «ساخت پروژه تجاری اطلس‌پلازا توسط شرکت “ایرانیان اطلس” (متعلق به “بانک انصار” وابسته به بنیاد تعاون سپاه پاسداران) در اراضی ممنوعه عباس‌آباد» اعتراض کرده‌اند.

«تخریب و تغییر کاربری ۲۸ قطعه از باغات موقوفه “آستان قدس رضوی” در شهر مشهد از جمله یک باغ ۷۸ هزار متر مربعی به منظور ساخت مجتمع تجاری “مشهدمال”» از جمله موارد تخریب محیط زیست در خارج از پایتخت ایران است که در این نامه به آن اشاره شده است.

پروژه‌ی “مشهدمال” در زمینی به وسعت هشت هکتار و زیربنای حدود ۵۰۰ هزار مترمربع با مشارکت “آستان قدس رضوی”، “بانک تات” (بانک آینده) و “گروه هتل‌های اسلامی روتانا دبی” در شهر مشهد در حال ساخت است.

معترضان “بسیجی” هم‌چنین در نامه‌ی خود به «تغییر کاربری “بوستان مادر” به مساحت ۷۰ هزار مترمربع به مسکونی-تجاری توسط یکی از پیمان‌کاران شهرداری تهران» اعتراض کرده‌اند. هرچند که این افراد اشاره‌ای به نام این پیمان‌کار نکرده‌اند، اما آن‌گونه که در آبان‌ماه سال‌جاری، رحمت‌الله حافظی، عضو “شورای اسلامی شهر تهران” اعلام کرد این زمین‌های این “بوستان” به ارزش ۵۰۰ میلیارد تومان به پیمان‌کار “پروژه صدر” یعنی “قرارگاه خاتم‌الانبیا” واگذار شده که متعلق به سپاه پاسداران است.

نقش پررنگ نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی در تخریب محیط زیست به بهانه‌ی ساخت و ساز در حالی از سوی این معترضان رسانه‌ای شده است که سه روز پیش‌تر (یکشنبه ۱۷ اسفند)، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در یک سخنرانی، “دست‌اندازی افراد سودجو به جنگل‌ها و منابع طبیعی”، “زمین‌خواری”، “کوه‌خواری” و “ساخت و ساز در ارتفاعات” را “مسائلی رنج‌آور و اسف‌بار” توصیف کرده و خواهان “تعقیب قضایی سوءاستفاده‌کنندگان بدون هیچ اغماضی” شده بود.

وی همچنین تاکید کرده بود که «دستگاه‌های مسوول باید قاطعانه با تعدی به جنگل‌ها به هر بهانه‌ای اعم از هتل‌سازی و جذب گردشگر و ساخت حوزه علمیه و برخی توجیهات به ظاهر قابل قبول، مقابله کنند»

پدر حسین رونقی: می‌خواهند ستار بهشتی دوم درست کنند

پدر حسین رونقی: می‌خواهند ستار بهشتی دوم درست کنند
جرس: پدر حسین رونقی ملکی، که فرزندش پس از شش ماه مرخصی در تاریخ ۹ اسفند ماه مجددا برای ادامه ۱۵ سال حکمش به زندان اوین فراخواند شد، گفت: «فرزند من سه بار از سوی کمیسیون پزشکی پزشک قانونی به دلیل بیماری های متعددش تحمل عدم کیفر گرفته بنابراین نباید به زندان برگردد اما نمی دانم به چه دلیل مسولان دوباره او را به زندان فراخواندند. می گویند فرزندم قصد فرار از ایران را داشته است.»

 

احمد رونقی ملکی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: «در دادسرای شهید مقدس به من گفتند که پسرم فراری بوده، من آنجا شفاهی توضیح دادم و بعدتر در نامه ای برای آقای خدابخشی، دادیار ناظر زندان نوشتم که وقتی از دادسرا برای معرفی او تماس گرفته شد من خودم بچه ام را آوردم و تحویل دادم بنابراین بچه ام فراری نبوده است. سوال من این است که وقتی کمیسیون پزشکی یک کشور سه بار تحمل عدم کیفر می دهد دیگر این آزار و اذیت ها برای چیست؟»

 

حسین رونقی ملکی، در جریان حوادث انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در تاریخ ۲۲ آذر ماه همان سال در خانه پدری اش در شهر ملکان آذربایجان شرقی بازداشت شد و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاهی به ریاست قاضی پیرعباسی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز عینا تایید شد. حسین رونقی دچار بیمارهای کلیوی و گوارشی در زندان شد و به همین دلیل بارها از زندان به بیمارستان انتقال یافت. او در تاریخ ۱۳ شهریور ماه ۱۳۹۳ به مرخصی درمانی آمد. نزدیک به شش ماه بعد، روز ۹ اسفند ماه به دنبال احضاریه به دادسرای اوین و پس از آن به زندان اوین منتقل شد.

 

احمد رونقی در خصوص وضعیت فعلی فرزندش گفت: «در ابتدا حسین به اندرزگاه ۸ زندان اوین برده شد اما چند روز بعد به بند ۷ زندان اوین منتقل شد. او در حال حاضر شرایط خوبی ندارد و مانند بقیه زندانیان بند ۷ اجازه هواخوری و رفتن به کتابخانه را ندارد. او را تهدید کرده اند که اگر خانواده اش در بیرون سروصدا کنند او را به زندان رجایی شهر منتقل می کنند.»

 

احمد رونقی همچنین گفت: «بچه ام را تهدید کرده اند که برای حمله به بند ۳۵۰ زندان اوین در تاریخ ۲۸ فروردین ماه امسال دارای پرونده است و هر لحظه بخواهند این پرونده به جریان می افتد ولی مگر او به بند ۳۵۰ حمله کرده بود؟ یک مشت مامور زندان به بند حمله کرده و زندانیان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و بعد برای بچه من و چند زندانی دیگر پرونده درست شد. اینها می خواهند حسین را اذیت کنند و ستار دوم بسازند.»

 

پدر حسین رونقی ملکی با اظهار اینکه بعضی ها می خواهند «ستار دوم» بسازند، گفت: «من از همه مسولان کشور و همه کسانیکه برای انسانیت ارزش قائل هستند درخواست کمک برای آزادی فرزندم می کنم. اگر تا چند روز دیگر فرزندم آزاد نشود من کفن خواهم پوشید و در مقابل دفتر دادستان خودم را آتش خواهم زد تا همه دنیا صدای یک پدر زندانی را بشنود و آنها که دم از حقوق بشر می زنند بفهمند اینجا یک پدر خودش را آتش زد.»

اخراج همسر یک زندانی سیاسی به دلیل انجام مصاحبه

خبرگزاری هرانا – شیوا داداش‌زاده همسر زندانی سیاسی علی رضایی که بهمن ماه سال جاری بازداشت شد، به دلیل آنچه انجام مصاحبه با اصحاب رسانه و خبر رسانی در خصوص وضعیت همسر خویش عنوان شده از محل کارش اخراج شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خانم شیوا داداش‌زاده از محل کار خویش در دانشگاه پیام نور مرکز کرج و گرمدره به علت آنچه مصاحبه با اصحاب رسانه و خبررسانی در خصوص وضعیت همسرش علی رضایی عنوان شده اخراج شد.

شیوا داداش‌زاده نزدیک به ۸ سال در دانشگاه پیام نور مشغول به کار بوده و به عنوان مدیر پژوهش و آموزش انجام فعالیت می‌کرده است. پیش‌تر نیز خانم داداش‌زاده به علت خبر رسانی در خصوص وضعیت همسر خود از سوی مأمورین اطلاعات تهدید به بازداشت شده بود.

علی رضایی نزدیک به ۴۰ روز است که در بازداشت انفرادی به سر می‌برد و طبق آخرین اطلاعات دریافتی وضعیت او وخیم گزارش شده است، به طوریکه این فعال آذربایجانی کاهش وزن شدیدی در روزهای بازداشتش داشته است.

خانم داداش‌زاده در مصاحبه‌های خود عنوان کرده است که همسرش، علی رضایی، بی‌گناه و از فعالان میانه‌روی هویت طلب آذربایجانی محسوب می‌شود.

علی رضایی، در ۱۵ بهمن ۱۳۹۳ به هنگام ماموریت کاری در فرودگاه مهرآباد تهران دستگیر و پس از مراجعه به منزل با همراهی مأمورین اطلاعت، وسایل شخصی ایشان و همسرش خانم داداش‌زاده ضبط شده است.

 

درود به شرف اين زندانيان مقاوم و شجاع + عكس

تصاوير برگزاري مراسم چهارشنبه سوري در زندان گوهردشت كرج

كانون حمايت از خانواده جان باختگان و بازداشتي ها 27 اسفند 93 : زندانيان سياسي زندان گوهردشت كرج عليرغم فشارهاي مأموران زندان براي عدم برگزاري مراسم چهارشنبه سوري، اين مراسم سنتي را در داخل بند برگزار كردند. به اين ترتيب روحيه و مقاومت چشم گير و كوتاه نيامدن خود را در برابر جنايتكاران جمهوري اسلامي نشان دادند.