آیت الله حسین کاظمینی بروجردی؛ معترضی متفاوت

آیت‌الله حسین کاظمینی بروجردی، روحانی ایرانی مخالف حکومت دینی حاکم بر کشور و طرفدار جدایی دین از سیاست است. بروجردی، به عنوان طرفدار تشیع سنتی، معتقد به پرهیز دینی از سیاست است و با مفهوم «ولایت فقیه» آیت‌الله روح‌الله خمینی، یعنی ایدئولوژی بنیادی جمهوری اسلامی، به صراحت مخالفت می‌کند. بروجردی از حکومت دینی ایران که موجب « تضعیف » تعصب دینی جامعه ایرانی و ضدیت بخش عظیمی از مردم ایران با روحانیت شیعه و در کل مخالفت با اعتقادات دینی شده، انتقاد کرده است.[۱] در نتیجه انتقاد صریح بروجردی از نظام حاکم بر ایران، که آن را « دیکتاتوری تمامیت‌خواه فاسد و جانشین عمامه به جای تاج » نامیده است،  او و صدها نفر از طرفدارانش توسط نیروهای امنیتی دستگیر و مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌اند.[۲] بروجردی به اتهام « تبلیغ علیه نظام » و «محاربه»[۳] به ۱۱ سال حبس در زندان اوین محکوم شده است.

سوابق

بروجردی، به عنوان آیت‌الله، دارای مرتبه‌ای بالا در میان مقامات روحانی مسلمان شیعه است. اجداد این روحانی مخالف، نسل‌های متمادی رهبران دینی ایران بوده‌اند؛ وی نوه آیت‌الله «سید طاهر کاظمینی بروجردی» و پسر آیت‌الله «سید محمد علی کاظمینی بروجردی» است، که هر دو از مخالفان صاحب‌نام حکومت دینی در ایران بودند. طاهر کاظمینی بروجردی کمی بعد از به قدرت رسیدن روح‌الله خمینی، به عنوان اولین رهبر ایران، فوت کرد، در حالیکه محمد علی، پدر بروجردی، در سال ۱۳۸۱ به صورت مشکوکی وفات یافت. محمد علی در زمان حکومت شاه، رهبر دینی سرشناسی بود که بیش از ۳۰ کتاب نوشته است. به هر حال، عدم حمایت وی از خمینی منجر به اذیت و آزار و زندانی شدنش شد. پس از فوت بروجردی بزرگ، طرفدارانش وی را مخفیانه در «مسجد نور تهران»، جایی که امام جماعت بود، دفن کردند. گرچه حکومت ایران مسجد را تصرف و به مقبره او بی‌حرمتی کرد.[۴]

بروجردی دهم مرداد ماه سال ۱۳۳۷ در شهر بروجرد متولد شد.[۵] وی تحصیلات دینی خود را در زادگاهش آغاز کرد، سپس به شهر قم، مرکز تشکیلات روحانی شیعه ایران رفت تا تحصیلات دینی‌اش را نزد «آیت‌الله سید مرعشی نجفی»، مرجع تقلید ( عالی‌ترین مرتبه‌ای که یک فرد روحانی شیعه می‌تواند کسب کند ) و مخالف سیاسی شدن دین کامل کند. بروجردی در قم رسما وارد مراتب روحانیت شد، گرچه بعدها در زندان و با هدف اعتراض به سوء استفاده حکومت ایران از لباس روحانیت، داوطلبانه خودش را خلع لباس کرد.[۶] بروجردی در اوایل دهه ۷۰ در فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغ  دینی شهر تهران فعال بود؛ و بنا به گفته طرفدارانش در آن زمان از فعالیت‌های سیاسی اجتناب می‌کرد، گرچه دیدگاه‌های مستقل او موجب حمایت مردمی‌ از او می‌شد. به هر صورت، منابع هوادار بروجردی معتقدند که روحانیون طرفدار حکومت برای بدنام کردن وی، پرونده‌ای علیه او در دادگاه ویژه روحانیت ایران باز کردند که در دی‌ماه سال ۱۳۷۳ به بازداشت، شکنجه و نیز درگیرشدن با وزارت اطلاعات و متهم شدن وی منجر شد.[۷]

آیت‌الله بروجردی بین سال‌های ۱۳۷۲ تا ۱۳۸۰ بارها به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد.[۸] به اعتقاد سازمان عفو بین‌الملل، دادگاه ویژه روحانیتاز « گروهی بسیار سری که مستقیماً به رهبر گزارش می‌دهند و زیر نظر قوه قضائیه نیستند، تشکیل می‌شود.  عفو بین‌الملل همچنین اضافه می‌کند که « فقط روحانیون تعیین شده از سوی دادگاه می‌توانند به عنوان وکیل مدافع متهمان فعالیت کنند و مشابه دیگر دادگاه‌های ایران، قضات می‌توانند حکم مرگ برای او صادر کنند». [۹] نظام حاکم در ایران روحانیون را از بقیه مردم متمایز می‌دانند؛ با در نظر گرفتن قدرت دینی رهبرانی چون روح‌الله خمینی و علی خامنه‌ای که هردو آن‌ها در مورد به چالش کشیده شدن مشروعیت‌شان از سوی دیگر روحانیون عالی رتبه بینهایت حساس بوده‌اند. برخی آیت‌الله‌های بلند مرتبه ایران و چهره‌های شاخص انقلابی، مثل «حسینعلی منتظری» و «یوسف صانعی»، به رتبه های پایین‌تر تنزل یافتند و حتی به خاطر ابراز مخالفت با این دو حاکم، حصر خانگی شده‌اند.[۱۰] در پرونده بروجردی، باتوجه به این شرط که وکیل دادگاه ویژه روحانیت باید فردی روحانی باشد، از فعالیت  «گیتی پورفاضل»، وکیل او، روی پرونده‌اش ممانعت به عمل آورده‌اند. علی‌رغم اینکه پورفاضل رسما نماینده قانونی بروجردی تعیین شده است، اما به اجبار  خودش باید از عهده تمام کارهای مربوطه برآید. از زمان زندانی شدن بروجردی، پورفاضل از حق قانونی ملاقات با موکل خود محروم بوده و قادر نبوده است که مستقیما روی پرونده او کارکند.[۱۱]

بینش

بروجردی، به عنوان یک سنت‌گرای شیعی، اعتقاد دارد امام مهدی ( یا همان  امام دوازدهم ) تنها فردی است که می‌تواند قوانین دقیق دینی را به اجرا در آورد؛ بنا به اعتقاد شیعیان، امام مهدی فرزند بلافصل محمد پیامبر و جانشین بر حق برای رهبری مسلمانان مؤمن است. در شیعه دوازده امامی، که مذهب  رسمی  حکومت ایران و ۹۰ درصد مردم ایران است، این اعتقاد وجود دارد که مهدی در قرن نهم غایب شده است، ولی به منظور برقراری عدالت جهانی و آماده کردن عالم برای روز قیامت مجددا ظهور خواهد کرد. به لحاظ تاریخی، بسیاری از مسلمانان شیعی بر این باورند که تا ظهور مجدد مهدی، تمام حکومت‌های دیگر به صورت ذاتی نامشروع هستند، بنابراین لازم است که آن‌ها از هرگونه فعالیت سیاسی خودداری کنند و منتظر حکومت الهی امام دوازدهم باشند. آیت‌الله بروجردی در ارتباط با نظام فعلی در ایران چنین اظهار نظر می‌کند که تنها یک نفر معصوم است و او  امام زمان است. تنها اوست که لیاقت مشروع برای حکومت و قضاوت کردن را دارد.[۱۲] بروجردی مداخله‌اش در عرصه سیاسی را یک کار بشر دوستانه می‌داند و چنین می‌گوید: « من علاقه‌ای به درگیر شدن با سیاست ندارم، اما وقتی کشور در این همه آشفتگی غرق است، نظام حاکم باید متوجه باشد که درحال حاضر زمان ایجاد بحرانی دیگر نیست».[۱۳]

 از زمانی که بروجردی برای اولین بار در سال ۱۳۷۳  آشکارا با حکومت روحانی ایران مخالفت کرد، طرفدار جدایی اسلام شیعی از سیاست بوده، به این دلیل که فساد و سرکوب حکومت جمهوری اسلامی مبنای اعتقادی مردم ایران را تضعیف کرده است. از نظر او، تحمیل باورها و اخلاقیات دینی، آن هم با زور و به شکلی متناقض، منجر به این شده است که به صورت فزاینده، مردم از دین  خارج، مخالف روحانیت و ضد دین شوند. برای مثال، وی در نامه‌ای از زندان مواضع‌اش را این‌گونه شرح داده است:« من، که طی هفت سال گذشته زندانی این به اصطلاح مقامات دینی بوده‌ام، تمام کسانی را به داوری می‌طلبم که از فرهنگ و شرافت شان دفاع می‌کنند تا به من کمک نمایند از طریق رسانه‌های بین‌المللی و سیاستگذاران، تمام دنیا را آگاه سازم؛ لذا اکنون من اعلام می نمایم که تمام این گردهمایی ها و کنفرانس ها چیزی غیر از نمایشی مسخره و دروغی نیستند. لطفاً گزارش کنید این واعظ حقیر، که زیر شکنجه قراردارد، به سراغ تمام رهبران دینی و پیشوایان روحانی در این نقطه دنیا می رود؛ گرگ‌هایی که در ظاهری انسانی پنهان شده و حرف آخر را می‌زنند در حال نابودی ایمان و عشق مردم معمولی به خدا هستند. آن‌ها برای بی حرمت کردن اعتماد به قادر متعال نهایت تلاش خود را انجام داده و هرگونه تمایل به تحقیق مستقل و تفکر و تعمق را تعطیل کرده اند. طولی نمی‌کشد که اتحادی مردمی همه چیز را نیست و نابود کرده و ثابت خواهد شد که ماحصل این انقلاب چیزی نبوده است غیر از محرومیت، استیصال و هرج و مرج محض که بر کودکان ایران اثر خواهد گذاشت.»[۱۴]

آیت‌الله بروجردی در نامه‌هایش با درخواست مستقیم از رهبران دیگر ادیان در‌ واقع مقامات دینی شیعه را  تحریک کرده و همچنین از حق گروه‌های غیر شیعه ایرانی و به حاشیه رانده شده دفاع کرده است. برای مثال، بروجردی در نامه‌ای به پاپ وقت، «بندیکت شانزدهم»، بر صدمات تحمیل شده به تعصب دینی جامعه ایرانی تأکید کرده است و چنین می‌نویسد:« در واکنش به دین کاذب و خشن تحمیل شده از سوی حکومت ایران، مردم به صورتی روزافزون در حال از دست دادن دین خود و روی آوردن به بی‌اعتقادی و مادی‌گرایی هستند. رسانه‌ها نیز از کسانی مثل اینجانب، که خود را حقیقتا وقف خدا کرده، فاصله می‌گیرند و آن‌ها را سانسور می‌کنند. در‌ واقع ، با خاموش کردن صدای مومنان واقعی، حاکمان مزدور و فاسد در اینجا به دنبال نابودی باورهای الهی واقعی و بدنامی روح القدس هستند.» بروجردی با ارائه دیدگاهی باز نسبت به ادیان دیگر به پاپ بندیکت نوشت که هدفش « ارتقاء آگاهی مردم این کشور و نیز دنیا برای ایمان و تسلیم  به خدایی مشترک است.»[۱۵] از طرف دیگر، بروجردی در نامه‌ای به شورای حقوق بشر از تبعیض قائل شدن و سرکوب اقلیت‌های دینی ایران به شدت انتقاد کرد و  خلاصه‌ای صریح از وضعیت آنان ارائه داده است:« حکومت ایران …هیچ حقی برای آزادی عقیده و بیان اندیشه قائل نیست. در چنین فضایی اقلیت‌های دینی، مثل سنی‌ها، مسیحیان، زرتشتیان، بهائیان، یهودی ها، شیعیان و حتی صوفی‌ها که به اسلام معتقد هستند، ولی تا حدودی متفاوت آن را تفسیر می‌کنند، نیز تحت فشار و اذیت و آزار قرار دارند. آن‌ها به خاطر هر اعتراض و انتقاد کوچکی بازداشت و  با اتهاماتی غیر واقعی در دادگاه‌های نامشروع، بدون داشتن حق وکیل، محکوم می‌شوند. آنان به شدت  مجازات و حتی اعدام می‌شوند.»[۱۶] در مجموع، نظرات بروجردی در مورد حکومت دینی، دین دولتی و آزادی دینی برای یک فرد روحانی دیدگاهی بینهایت جهان‌وطنی است. همانگونه که وی در سال ۱۳۸۵ تشریح کرد: « صحبت از این‌جانب نیست، بلکه بحث آزادی عبادت است. امیدواریم جامعه بین‌الملل از حق ایرانیان برای پیروی از اعتقادات سنتی‌شان حمایت کنند. دعا می‌کنیم روزی فرا رسد که شورای امنیت سازمان ملل برای دفاع از آزادی دین در ایران نیز قطعنامه‌ای تصویب نماید».[۱۷]

دستاوردها

آیت‌الله کاظمینی بروجردی با وجود اینکه از سال ۱۳۸۵ در زندان به سر می‌برد ، اما در حبس بودنش هرگز مانع از انتقادات شدید او به نظام حاکم بر ایران، سیاست خارجی و نحوه مدیریت داخلی این  حکومت نشده است. بروجردی، مانند دیگر مخالفان و فعالان مثل «نسرین ستوده» و «مجید توکلی»، با هدف جلب توجه بین‌المللی به گرفتاری‌ها و اهدافش، از درون زندان نامه‌های سرگشاده‌ای نوشته است. مخاطبان این نامه‌های سرگشاده رهبران مثل بانکی مون(دبیر کل سازمان ملل)  پاپ بندیکت شانزدهم و خود علی خامنه‌ای و همچنین هم‌پیمانان ایران مثل ولادیمیر پوتین(رئیس جمهور روسیه) هستند. در این میان، خانواده این روحانی نیز در مرداد ماه  ۱۳۹۱ نامه سرگشاده‌ای به بانکی مون نوشتند.[۱۸]  آیت‌الله بروجردی در تمام این نامه‌ها از حکومت ایران به خاطر نقض حقوق بشر، بدرفتاری با مردم عادی و سوءاستفاده از دین برای کسب قدرت سیاسی انتقاد کرده است.

آیت‌الله بروجردی در نامه‌هایش به بانکی مون و شورای حقوق بشر سازمان ملل به طور جدی درخواست کرده است که جامعه بین‌الملل مانع سوءاستفاده‌های حکومت ایران شوند. بروجردی به مناسبت شصت و هفتمین مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۳۹۱ به دبیر کل بانکی مون چنین نوشت: « این‌جانب از تمامی شما رهبران مردمی جهان و حاضر در این مجمع با شکوه درخواست می‌کنم که به صورت علنی از رئیس جمهور ایران بخواهید در خصوص موضوعات زیر توضیح دهد؛ و از شما استدعا دارم که بر اساس معیارهای قانونی و بین‌المللی وی را به چالش کشید تا دنیا از خطراتی که این حکومت فریبکار به وجود می‌آورد آگاه و مانع آنان شوند؛ حکومتی که تظاهر به پارسایی و ایمان می‌کند، ولی در‌واقع عملکردش چیزی بیش از نیرنگ و غارت ثروت ملی نیست.»[۱۹] بروجردی همچنین در نامه‌ای به ولادیمیر پوتین،  تصمیم وی به همکاری با ایران را زیر سوال  می‌برد و اظهار می‌دارد که او تا حدودی مسئول مشکلاتی است که مردم ایران با آن‌ها مواجه هستند. بروجردی در این نامه چنین نوشته است: « رهبران ایران با تکیه بر حمایت شما همچنان به غارت دارائی مردم ادامه می‌دهند و ملت ما را به مرز آشفتگی و نابودی کامل برده‌اند. اگر کسی از آمار و شاخص‌های فقر مردم ایران شناختی واقعی می‌داشت تمام حمایتش را از این حکومت ضدبشری متوقف می‌کرد. آیا شما کاملاً مطمئن هستید که موارد ذکر شده، حیثیتی است که مایلید در ارتباط با یکی از مهمترین کشورهای همسایه‌تان داشته باشید؟»

در حال حاضر او کجاست؟

بروجردی هفت سال گذشته را در زندان‌های تهران و  یزد سپری کرده است. وی روز شانزدهم مهر سال ۱۳۸۵ بازداشت شد، البته پس از درگیری بین نیروهای پلیس و  طرفدارانش که صدها نفر از آن‌ها در تشکیل یک کمربند ایمنی در اطراف منزل او شرکت کرده بودند تا مانع دستگیری‌اش شوند.[۲۰] بروجردی و طرفدارانش ماه‌ها تحت فشار بودند؛ هشتم مرداد نیروهای امنیتی به منزل این روحانی حمله کردند و خویشاوندانش را دستگیر کردند. آن‌ها بیست و یک روز در زندان اوین بازداشت و شکنجه شدند. از آن به بعد طرفداران وی در محل سکونتش سپرهای انسانی تشکیل دادند تا مانع دستگیری او شوند.  این تاکتیک در روز دوازدهم مرداد که نیروهای امنیتی مجددا برای دستگیری او برگشتند، موفقیت‌آمیز بود. در تمام مدتی که طرفداران آیت‌الله به صورت موقتی مانع دستگیری او بودند، صدها نفر از آنان، زن و مرد توسط عوامل حکومت تعقیب، دستگیر و در بند  ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شدند.[۲۱]  ماه اکتبر که خود آیت‌الله دستگیر شد بیش از ۳۰۰ نفر از طرفدارانش نیز همراه او بازداشت شدند و پنج نفر از آنان حکم دو تا پنج سال  زندان دریافت کردند.[۲۲]

پس از بازداشت آیت‌الله بروجردی در مهرماه ۱۳۸۵، عفو بین‌الملل اعلام کرد که در هوایی نیمه زمستانی وی در سلولی بدون وسیله گرمایی نگهداری می‌شود و طی بازجویی ها شکنجه شده است.  بهمن ماه همان سال و زمانی که مادر آیت‌الله حال مساعدی نداشت، مقامات ایرانی از اعطای مرخصی به وی برای ملاقات با مادرش خودداری کردند. زمانی که مادر آیت‌الله فوت شد او اعتصاب غذا کرد. محاکمه بروجردی در شعبه سه دادگاه ویژه روحانیت و پشت درهای بسته برگزار شد و خردادماه حکمش اعلام شد. آیت‌الله در جریان دعوای حقوقی به وکیل قانونی‌اش دسترسی نداشت و وثیقه‌ای معادل پانصد میلیون تومان  برای وی صادر شد. دادگاه ویژه روحانیت ابتدا او را به خاطر مجموعه‌ای از اتهامات، مثل محاربه (  جنگ با خدا )، مخالفت با رهبری سیاسی کشور و ارتباط با عناصر ضدانقلاب و جاسوسان، گناهکار تشخیص داد. محاربه، اتهامی است که پس از درگیری‌های انتخابات سال ۸۸ ایران بیشتر از پیش علیه مخالفان و معترضان نیز به کار گرفته شدو  مجازات این حکم می‌تواند مرگ باشد. به هر صورت، دادگاه تجدید نظر این حکم را به ۱۱ سال زندان تقلیل داد. شش نفر از طرفداران بروجردی همراه وی به مرگ محکوم شدند، ولی احکام آنان نیز بعدا تغییریافت.[۲۳]

آیت‌الله بروجردی پس از سپری کردن مدتی در زندان اوین تهران، در آذرماه ۸۷ به زندان مرکزی یزد منتقل شد و از دی ماه همان سال  به زندان انفرادی فرستاده شد. سلامتی این روحانی قبل از انتقال دچار مشکل شده بود و بنا به نظر پزشک معالجش به علت انواع بیماری‌ها، مثل ناراحتی قلبی و بیماری کلیه، وی نیازمند معالجات پزشکی با امکانات خارج از زندان بود.[۲۴] آیت‌الله بروجردی در اردیبهشت ماه ۸۸ از یزد، نامه‌ای به دبیر کل سازمان ملل، بانکی مون نوشت و از سازمان ملل درخواست کرد تا برای برگزاری رفراندوم درباره جمهوری اسلامی به عنوان نظام حاکم، ناظران بین‌المللی به ایران اعزام کند. مقامات زندان در واکنش به این نامه  او را کتک زدند و از مکالمه تلفنی و ملاقات با  خانواده  و وکلایش محروم کردند. در مقابل، بروجردی به مدت تقریبا دو هفته اعتصاب غذا کرد که پس از آن در بخش پزشکی زندان بستری شد.[۲۵] بنا به گفته «بام آزادی»، شبکه‌ای که طرفداران آیت‌الله آن را مدیریت می‌کنند، بروجردی سرانجام پس از ۲۶ روز به اعتصاب غذایش پایان داد. همین شبکه، مقامات زندان را متهم می‌کند که با زور به وی دارو داده‌اند تا او را به اعترافات کاذب وادار کنند.[۲۶] در مرداد ماه، بام آزادی خبر داد که بروجردی از یزد به اوین برگردانده شده است.[۲۷]

«دیده‌بان حقوق بشر» در آبان‌ماه سال ۹۰ از مقامات ایرانی خواست که در مورد تهدیدات و حتی حملات مستقیم علیه آیت‌الله بروجردی در زندان تحقیق کنند. یک منبع نزدیک به این روحانی، به دیده‌بان حقوق بشر گفته بود که یکی از هم‌بندان آیت‌الله می‌خواست او را بکشد. بروجردی، به رغم موقعیتش و محاکمه در دادگاه ویژه روحانیت، در بند ۳۵۰ زندان اوین و در کنار خلافکاران خشن و قاچاقچیان مواد مخدر نگهداری می‌شود. بنا به گفته اعضای خانواده و طرفدارانش، زندانیان دیگر به او حمله کرده یا دست کم در دو نوبت دیگر به صورت جدی وی را تهدید کرده‌اند.[۲۸] دیده‌بان حقوق بشر همچنین تشریح می‌کند که شرایط سلامتی بروجردی در زندان رو به وخامت است؛ مطابق گزارش منابع آن‌ها، وی از وخیم‌تر شدن وضعیت بینایی، پارکینسون، دیابت و فشار خون بالا رنج می‌برد؛ این در حالی است که عدم معالجه بیماری قلبی وی منجر به جمع شدن مایعات در کلیه‌هایش شده است. همچنین گفته می‌شود پزشکان زندان به بروجردی توصیه کردند که لازم است در بیمارستان تحت درمان قرار گیرد، ولی مقامات از دستیابی او به مراقبت‌های ضروری جلوگیری کرده‌اند.[۲۹]

گیتی پورفاضل، وکیل آیت‌الله بروجردی، در اردیبهشت ۹۲ با رادیو فردا، رادیو اروپای آزاد و بخش فارسی رادیو آزادی مصاحبه‌ای انجام داد. بنا به گفته پورفاضل، علی‌رغم نگرانی‌هایی که در مورد وضعیت سلامتی بروجردی وجود دارد، مقامات ایرانی مرتبا درخواست مرخصی وی از زندان را رد کرده‌اند. وی همچنین اضافه کرد که شرایط وی در زندان موضوع سلامتی‌اش را پیچیده کرده است. به دلبل آنکه تماس پورفاضل با موکل خود طی دوران زندان جلوگیری شده بود،  وی در خصوص وضعیت فعلی پرونده بروجردی اطلاعات محدودی داشت، ولی به هر طریق او متوجه شده بود که حتی افراد عادی همراه آیت‌الله بروجردی نیز به دادگاه ویژه روحانیت برده شده‌اند و دادستان با بیان این مطلب که آن‌ها حامیان یک روحانی بوده‌اند این کار را توجیه کرده است.[۳۰]

مصاحبه رادیو فردا با پورفاضل پس از زمانی بود که بروجردی، علی‌رغم بازداشت بودنش، از زندان بیانیه‌ای خطاب به « کنفرانس بیداری اسلامی» فرستاد که فروردین ماه در تهران برگزار شد. پیام آیت‌الله جسورانه بود و او از تلاش حکومت ایران برای بهره‌برداری از بهار عربی، در حالی که مخالفان خود را در خانه سرکوب می کند، انتقاد کرد و چنین نوشت: « به عنوان یک مسلمان از این همه فریبکاری و تحریف دین واقعا شرمنده و خجل هستم. منطق و هدف این حکومت از دعوت و گردآوردن روحانیون متعدد دیگر کشورها به ایران چیست؟ در مملکتی مثل کشور ما و تحت چنین شرایطی حکومت چه حقی دارد از معنویت و دین‌داری صحبت کند؟ آن‌ها چه حقی دارند برای دیگران قلدری کنند و به دنبال صدور برداشت‌های منحرف خود از تقدس به بقیه دنیا باشند؟»[۳۱]  آیت‌الله زندانی، دو ماه بعد و روز انتخاب حسن روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران در نامه‌ای سرگشاده به رئیس دولت جدید، ضمن زیر سؤال بردن قدرت وی در به انجام رساندن وعده‌های اصلاحات و کاهش سرکوب، چنین نوشت:  «آیامردم غارت شده ایران فراموش خواهند کرد؟ و دیدگاه‌هایی که ۳۴ سال توسط نظریه پردازان ولایت فقیه مطرح شده چه ارزشی داشته است؟ ولایت فقیهی که بارها ادعا کرده است جامعه چراگاه رهبری است؛ جایی که توده مردم چیزی بیش از یک رمه نیستند و خمینی و خامنه‌ای شبان آن‌ها. آیا سران حکومتی قبلی با وجود رهبری توانستند کاری از پیش ببرند که اکنون شما بتوانید؟» با وجود این، او برای روحانی چنین آرزو کرد:« برای شما تقوا و سلامتی کامل آرزومندم تا بتوانید تمام شعارهای جذابتان را در جامعه به ثمر رسانید».[۳۲]

در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ در حالی که قرار بود بروجردی خانواده خود را در زندان ملاقات کند، مقامات زندان به اتاق وی وارد شدند و  وسایلش را به هم ریختند. به گفته هم سلولی‌های بروجردی، آن‌ها به دنبال نامه و بیانیه بودند. [۳۳]

مدیریت نادرست یکبار صورت این کودکان را سوزاند، و اکنون با تبعیض جنسیتی ، کرامت انسانی آنها را هدف قرار داده اند

shein abad

مدیریت نادرست یکبار صورت این کودکان را سوزاند، و اکنون با تبعیض جنسیتی ، کرامت انسانی آنها را هدف قرار داده اند تا دل کوچک این
کودکان را نیز به آتش بکشند.
—————-
می خواهند بیمه کودکان شین آبادی را به دلیل «مونث» بودن آنها، به نصف کاهش دهند..!
———-
به دلیل نقض حقوق بشر و نبود انتخابات آزاد، افرادی بدون داشتن شایستگی و لیاقت، مدیریت کشور را بر عهده گرفته اند، و در نتیجه مدیریت غلط آنها، دانش آموزان شین آبادی در کلاس درس سوختند. حال قوانین ضد زن و نابرابر رژیم کرامت انسانی آنها را هدف قرار داده و می گوید چون «مونث» هستند، بیمه آنها نصف خواهد بود…!
————-
مگر می توان بر صورت سوخته آنها قیمت نهاد که حال می خواهند همان را نیز نصف کنند؟!

«امر به معروف» دامن گردشگران خارجی را هم خواهد گرفت

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می‌گوید در قانون در دست بررسی «امر به معروف»، کسی استثنا نیست. گردشگران خارجی نیز با «گشت ارشاد» روبرو خواهند بود و باید قبل سفر به ایران درباره حجاب و قوانین آموزش ببینند.

نصرالله پژمان‌فر، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگویی با خبرگزاری «ایسنا» اعلام کرد که قانون تازه‌ی «امر به معروف و نهی از منکر» شامل گردشگران خارجی نیز می‌شود.

طرح تازه‌ی «امر به معروف و نهی از منکر» در حال حاضر در کمیسیون فرهنگی مجلس در دست بررسی است. این طرح می‌خواهد «ایرادات ساختاری» درباره‌ی امر به معروف را برطرف کند و «قابلیت اجرایی» را افزایش دهد.

پژمان‌فر در این گفت‌وگو گفت:«فرض کنید شما به اروپا می‌روید. بعضی کارها را که آن‌جا انجام بدهید، پلیس با شما برخورد می‌کند. شما موظفید هرجا که وارد می‌شوید، قوانین آن کشور را بدانید. قاعدتا ما نیز این حق را نسبت به گردشگر خارجی داریم که بخواهیم قوانین ما را رعایت

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس می‌گوید طرح تازه‌ی در دست بررسی دستگاه‌های اجرایی کشور و از جمله وزارت امور خارجه را موظف خواهد کرد تا به گردشگران قبل از ورود به ایران درباره‌ی «هنجارها و قوانین» و از جمله حجاب آموزش دهند.

پژمان‌فر تاکید کرد:«ایران یک نظام اسلامی است و ممکن است چیزهایی که در کشورهای دیگر مجاز است، این‌جا مجاز نباشد. ما براساس چارچوب قانونی مشخصی گردشگر می‌پذیریم.»

این نماینده‌ی مجلس در بخشی از صحبت‌های خود گفت که برخی گردشگران خارجی از «هنجارشکنان داخلی» نسبت به حجاب اجباری پایبندترند.

۲۰ دستگاه اجرایی موظف به پاسخگویی می‌شوند

طرح در دست بررسی «امر به معروف و نهی از منکر» قرار است بیش از ۲۰ وزرات‌خانه و نهاد اجرایی کشور را موظف کند تا درباره‌ی آنچه مقامات ایران «هنجارشکنی» و «بدحجابی» می‌دانند، پاسخگو باشند.

بنا به این طرح برای امر به معروف ستادی در کشور تشکیل خواهد شد که «فرا قوه‌ای» است و قدرتی بیشتر از نهادهایی مثل وزارت ارشاد یا نیروی انتظامی خواهد داشت.

طرح تازه قرار است بعد از تعطیلات تابستانی مجلس شورای اسلامی برای رای‌گیری به صحن علنی مجلس رود.
این درحالی است که مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری اعلام کرد که تحقیق تازه‌ی آن‌ها نشان می‌دهد که در سطح جامعه «تغییری ۲۰ درصدی» به مساله حجاب رخ داده است.

پیش از این عبدالحمید محتشم، دبیرکل «انصار حزب‌الله» نیز خواستار آن شد تا کار گشت‌های موتوری «امر به معروف» جدی‌تر شود و گفته بود که کار این گشت‌ها بعد از ماه رمضان بیشتر و جدی‌تر خواهد شد.

دبیرکل انصار حزب‌الله تاکید کرده بود که مبارزه با بدحجابی تنها کار نیروی انتظامی نیست و گفته بود گشت‌های موتوری کسی را بازداشت نخواهند کرد، تنها «تذکر» خواهند داد و کار بازداشت با نیروی انتظامی خواهد بود.

شهرداری تهران نامه اخیر وزارت کار در مورد لغو تفکیک جنسیتی را “همنوایی با رسانه‌های بیگانه” خواند

شهرداری تهران ضمن انتقاد شدید از نامه قائم مقام وزارت کار، تأکید کرد که بخشنامه‌ای در مورد تفکیک جنسیتی صادر نکرده است.

محمدتقی حسینی، قائم مقام وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، پیش از این خواستار لغو بخشنامه شهرداری تهران در مورد جدا کردن محل کار زنان و مردان شده و آن را مخالف کنوانسیون‌های بین‌المللی خوانده بود.

در پاسخ به این نامه، شهرداری تهران در جوابیه‌ای که روز جمعه منتشر شد نوشته است: «یک مسئول ارشد در وزارت کار با نامه‌نگاری ،درخواست ارسال بخشنامه‌ای که وجود خارجی هم ندارد را می‌کند و این‌گونه به عامل رسانه‌های بیگانه تبدیل می‌شود».

شهرداری تهران همچنین لزوم هماهنگی میان تکریم مقام زن و کنوانسیون‌های جهانی را «بی‌غیرتی دینی» خوانده و در عین حال تأکید کرده است: «به کارگیری مردان در برخی محدود مشاغل سخت و زمان‌بر نه تنها محروم کردن بانوان نیست، بلکه تکریم منزلت و مقام آنها ست».

در جمهوری اسلامی، احمدی‌نژاد هم خائن نامیده شد احمد کریمی اصفهانی: «نظام باید داغ خیانت را به پیشانی احمدی‌نژاد بزند»

با درخواست محاکمه احمدی‌نژاد به اتهام خیانت، وی می‌رود تا در کنار سایر روسای کابینه‌های پیشین قرار بگیرد. در طول عمر ۳۵ ساله جمهوری اسلامی، کشور توسط کسانی اداره شده که پس از پایان دوره‌شان، خائن یا فتنه‌گر نام گرفته‌اند.

در پی نگارش نامه‌ای توسط دفتر محمود احمدی‌نژاد خطاب به رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی، گروهی از مقام‌های جمهوری اسلامی خواهان محاکمه رییس جمهوری سابق شدند.

آخر هفته گذشته متن نامه دفتر محمود احمدی‌نژاد منتشر شد که در آن آمده است: «مدتی است توسط شماری از فعالان سیاسی و رسانه‌ای و معدودی از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در رسانه‌های مختلف داخلی و خارجی، ادعا و اتهامی مبنی بر قرار داشتن نام اطرافیان دکتر احمدی‌نژاد در فهرستی با استناد به لیست محرمانه کمیته وصول مطالبات بانک مرکزی مطرح و ارقامی در حد هزاران میلیارد تومان در این زمینه اعلام گردیده است؛ لکن تاکنون از سوی هیچ مرجع رسمی و ذیربط در این زمینه موضع‌گیری و اطلاع‌رسانی خاصی انجام نگرفته و همین عدم شفافیت بر شبهات و هم چنین سوء استفاده‌هایی در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور افزوده است».

دفتر رییس جمهوری سابق با ذکر این‌که درخواست نسبت به انتشار عمومی نام بانک‌های پرداخت‌کننده و تاریخ و مبلغ وام‌های کلان بدون پاسخ مانده، نوشت: «با عنایت به آن چه ذکر شده و هم‌چنین سیستم مکانیزه و تخصصی نظارت‌های مالی در بانک مرکزی و با خواست و تاکید آقای دکتر احمدی‌نژاد و البته برای تنویر افکار عمومی، تقاضا دارد نسبت به اعلام انتشار رسمی و عمومی تمامی اطلاعات در خصوص هر نوع درخواست، مبلغ، تاریخ و بانک‌های مرتبط در پرداخت هر گونه تسهیلات به آقای دکتر احمدی‌نژاد و اطرافیان ایشان، دستور لازم صادر و اقدام مناسب معمول فرمایید».

در واکنش به انتشار این نامه، غلام‌علی رجایی مشاور اکبر هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: «کافی است احمدی‌نژاد یک‌بار در دادگاه حضور پیدا کند و مسائل اقتصادی، سیاسی و امنیتی دوران وی مطرح شود، قطعا عرصه بر او تنگ خواهد شد». وی ادامه داد: «حضور احمدی‌نژاد در دادگاه عرصه را برای بازگشتش به قدرت تنگ می‌کند».

همچنین ابراهیم نکو عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با ذکر این‌که بانک مرکزی باید یک بار برای همیشه تکلیف این قضیه را روشن کند، گفت: «احمدی‌نژاد با این نامه یک بار دیگر در حال تشکیل دادگاهی برای تبرئه خویش است و به نظر من این نامه قطعا از طریق مشاوران قوی ایشان تنظیم شده تا در زمان مناسب مورد استفاده قرار گیرد و ایشان قطعا تمامی جوانب را در نظر گرفته تا بتواند خود را بار دیگر در صدر اخبار مطرح کند».

وی ادامه داد: «اگر بانک مرکزی این موضوع را پی‌گیری نکند و با سند و مدرک این اسامی را افشا نکند برنده اصلی احمدی‌نژاد خواهد بود و او خواهد توانست موفقیت‌هایی در انتخابات آینده مجلس برای خود به دست آورد و از آن‌جا برای موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری خیز بردارد».

احمد کریمی اصفهانی فعال سیاسی جناح موسوم به اصول‌گرا، پا را فراتر نهاده و گفت: «احمدی‌نژاد باید حتما محاکمه شود. من نمی‌دانم چرا تاکنون نظام ما داغ خیانت را به پیشانی احمدی‌نژاد نزده است و چگونه است که دستگاه قضایی در این مورد صحبتی ندارد در حالیکه او باید بیاید و پاسخ دهد که درآمد نفتی این دوران را چه کار کرده است».

وی ادامه داد: «قوه قضاییه باید مو را از ماست بیرون بکشد. به نظر من اگر این قوه در مقابل مفاسد و تخلفات دولت قبل به موقع و درست وارد عمل می‌شد، اینقدر خائن در کشور به وجود نمی‌آمد».

آن‌سوی‌تر، عزت یوسفیان ملا نماینده مجلس در ستاد مفاسد اقتصادی از بانک مرکزی خواست تا «ماموری را برای بررسی این امر تعیین و به تبع آن لیست را منتشر کند».

یوسفیان ملا در واکنش به لیست بدهی مقامات ارشد دولت قبل به سیستم بانکی که به نقل از وی در برخی از سایت‌های خبری منتشر شده است، گفت: «بنده نام هیچ یک از اعضای دولت گذشته را در لیست بدهکاران بانکی ندیده‌ام و چنین لیستی را که رئیس جمهور سابق و اطرافیان آن را هدف گرفته باشد تایید نمی‌کنم».

در عرصه رسانه نیز سایت دولت بهار نزدیک به محمود احمدی‌نژاد، با اشاره به یادداشت‌ روزنامه‌های دنیای اقتصاد، شرق و شهروند در این‌باره، نوشت: «رسانه‌های حامی دولت در حالی به نیابت از بانک مرکزی به میدان آمده و مشغول توجیه منتشر نشدن فهرست ادعایی درباره وام‌های کلان به اطرافیان رئیس جمهور سابق هستند، که رویه شناخته شده آن ها طی ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ اتهام‌زنی بدون سند و مدرک و کلی‌گویی درباره عملکرد دولت سابق بوده است. به نظر می‌رسد جریان سیاسی حامی دولت همچنان کلی‌گویی و سیاه‌نمایی‌های ژورنالیستی را بر برخورد منطقی، کارشناسی و مستند ترجیح می‌دهد و این روش را تامین کننده منافع سیاسی خود می‌داند».

دعوای اخیر میان هواداران رییس جمهوری سابق و مخالفانش که با تقاضای محاکمه وی به اتهام «خیانت» همراه شده، وی را در کنار روسای سابق دولت جمهوری اسلامی قرار خواهد داد.

گفتنی است که در طول عمر نظام جمهوری اسلامی، غیر از علی خامنه‌ای که اکنون رهبر است (البته نخست‌وزیر کابینه‌اش به اتهام فتنه‌گری در حصر به سر می‌برد) و محمدعلی رجایی که تنها یک ماه پس از تصدی مقام ریاست جمهوری کشته شد، باقی روسای دولت و کابینه در جمهوری اسلامی پس از پایان دوره کاری خود به خیانت و فتنه‌انگیزی متهم شده‌اند.

مهدی بازرگان نخست‌وزیر دولت موقت تا زمان مرگ مغضوب حاکمیت بود. ابوالحسن بنی‌صدر عزل شد و در فرانسه اقامت گزید. میرحسین موسوی با اتهام فتنه‌انگیزی و تلاش برای براندازی محصور است. اکبر هاشمی رفسنجانی را رسانه‌های نزدیک به رهبری جمهوری اسلامی حامی فتنه خواندند. به محمد خاتمی اتهام‌های مشابه وارد و حتی از خروج وی از کشور ممانعت شد. محمود احمدی‌نژاد نیز اکنون از سوی برخی سیاسیون نظام به خیانت متهم می‌شود تا بدین ترتیب جمهوری اسلامی ایران در تمامی سال‌های عمر خود توسط کسانی که از سوی خود نظام به خیانت متهم‌اند، اداره شده باشد.