تاسیس «پلیس سیاسی» توسط سرتیب آیرم / نزدیک به یک قرن فشار سیستماتیک بر روزنامه نگاران و منتقدین حاکمان

تاسیس «پلیس سیاسی» توسط سرتیب آیرم / نزدیک به یک قرن فشار سیستماتیک بر روزنامه نگاران و منتقدین حاکمان

گاه شمار تاریخ: نزدیک به یک قرن از تشکیل «پلیس سیاسی» در ایران می‌گذرد. پلیسی‌ که از زمان تاسيس، به طور سیستماتیک دست به تهيه گزارش از رجال، مقامها، روزنامه نگاران و روشنفكران وقت زده بود. البته قبل از آن نیز در دوران مختلف، منتقدین و مخالفین حکومت و حاکمان به اشکال مختلف تحت فشار و پیگرد و تهدید قرار می‌گرفتند، اما از این پس می‌توان گفت که این رویه به صورت سازمانی و سیستماتیک دنبال می شده است. رویه‌ای که به جز چند دوره کوتاه، تا به امروز نیز ادامه داشته است و منتقدین و مخالفین حکومت کنونی نیز همچنان زیر تیغ سانسور و تهدید ارگان‌های مختلف پلیسی‌ و اطلاعاتی‌ قرار دارند. منابع مختلف تاریخی‌، پایه‌گذار «پلیسی‌ سیاسی» در ایران را سرتیب آیرم معرفی‌ کرده‌اند. روند تشکیل این نیرو اینگونه نقل شده است: «روز بیستم اسفند ماه ۱۳۰۹ زندانیان زندان قصر شورش کرده و عده‌ای از محبوسان نیز فرار کردند. پس از آن سرتیپ زاهدی، رئیس وقت نظمیه، خلع درجه شد و به زندان افتاد. شاه دستور احضار محمدحسین آیرم را که در اروپا به سر می‌برد داد. سرتیپ آیرم روز اول فروردین ۱۳۱۰ وارد تهران شد و همان روز فرمان ریاست نظمیهٔ کل مملکتی را گرفت.
از جملهٔ اولین اقدامات آیرم در این مقام تشکیل ادارهٔ سیاسی بود که کار این اداره صرفاً پیرامون رفتار، کردار و گفتار دولتمردان بود و همه‌روزه گزارش‌هایی از همهٔ مقامات برای شاه ارسال می‌شد. آیرم در فروردین ۱۳۱۲ (همان سالی که تیمورتاش و سردار اسعد در زندان به قتل رسیدند) درجهٔ سرلشکری گرفت. کمی بعد سرهنگ فضل‌الله بهرامی رئیس ادارهٔ سیاسی جانشین کریم‌آقا بوذرجمهری در شهرداری تهران شد و امور املاک اختصاصی پهلوی نیز تحت تسلط آیرم قرار گرفت. آیرم تا نیمه‌های سال ۱۳۱۴ همه‌کارهٔ کشور بود.»
روزنامه‌نگار قدیمی‌، نوشیروان کیهانی زاده در این رابطه می‌نویسد: «سرتيپ آيروم متولد باكو و افسر سابق قزاق كه با سيستم هاي اطلاعاتي روسيه و آلمان آشنا بود و به اين دو كشور سفر كرده بود، سبك كار اطلاعات شهرباني ايران را عمدتا برپايه پليس سياسي آلمان قرارداده بود.
اين واحد پس از تاسيس، به طور سرّي دست به تهيه گزارش از رفتار و كردار و حتي زندگاني خصوصي رجال، مقامها، روزنامه نگاران و روشنفكران وقت زده بود كه بعدا روال كار ساواك هم قرار گرفت و هربار كه در شرايطي ازجمله اشغال نظامي ايران در شهريور ۱۳۲۰ و انقلاب سال ۱۳۵۷، اين گزارشها آشگار شد معلوم گرديد كه برخي از آنها مغرضانه بوده و يا در تهيه و تنظيم بيشتر اين گزارشها دقت لازم بعمل نيامده بود و سيستم تحليل گزارش وجود نداشت و براي تحليل كه وظيفه اصلي يك دستگاه اطلاعاتي است كارشناس تربيت نشده بود و اين پرونده‌ها مشمول قواعد مرور زمان نمي شد که يک استاندارد بين المللي هستند. با وجود اين، بنظر مي رسد كه اين گزارش‌ها هنوز در پرونده محرمانه افراد باقي مانده و هنگام بررسي سوابق مورد توجه قرار مي گيرند.
پس از اشغال نظامي ايران در شهريور ۱۳۲۰ گروهي مدعي شدند كه دستگاه پليس سياسي وقت مرتكب آزار و ارعاب هم مي شده و در قتل مخالفان در زندان با تزريق آمپول هوا، و ترور آنان در گوشه و كنار احيانا دست داشته است.
آيروم كه پيش از اشغال نظامي ايران، به آلمان رفته بود، پس از سقوط دولت نازي آلمان هم تا پايان عمر (سال ۱۹۴۸) در اتريش زندگي مي كرد.»

منابع استفاده شده برای تهیه این پست: ۱- ویکی پدیا فارسی ۲- نوشیروان کیهانی زاده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s