چگونه سرنوشت زنان آزاده ایرانی در یکشب ، توسط یک نفر در شهری در عربستان رقم خورد

سرنوشت زنان آزاده ایرانی ، همانند سرنوشت تمام زنان مسلمان جهان ، در یکشب مهتابی در ١٤٠٠ سال پیش در شبه جزیره عربستان ، مسیر قهقرایی خود را آغاز کرد ٠ در آن شبی که اطرافیان رسول به وی تذکر دادند که در طول شب و در زیر نور ماه ، هنگامیکه زنان وی برای انجام کارهای خصوصی شان از خانه خارج میشوند ، بچشم اشخاص غریبه قابل رویت هستند٠ این سخن در نهایت باعث نازل شدن آیات مربوط به پوشش زنان مسلمان و شکل گیری قوانین متحجّر و عقب مانده اسلامی در رابطه با زنان شد ٠ قوانینی که آنروز مانند سیمان در قالب زمان ریخته شد ، گویی که در زمان یخ زد ، و در طول تاریخ به هیچ عنوان قابل تغییر نیست٠ زیرا دین بطور کلی در زمان ایستاست ، و هیچگونه پویایی ، کشف ، و حرکت بجلو در آن موجود نیست ٠ اینکه بعضی افراد به تفسیرها و قرائت های مختلف از سوی اسلام شناس ها استناد میکنند ، گریز از واقعیت است٠ بزرگترین و عالمترین شخصیتهای مسلمان حقوق زن را همانگونه که بوده است ، میبینند٠٠٠٠
٠٠٠واپسگرایی دینی و جمود فکری اگر جنبه شخصی داشته باشد ، اشکال زیادی ندارد ٠ ولی اگر تحجّر دینی به زور و ارعاب بمردم تحمیل شود ، و عده ای زورگو ، آنرا بصورت ابزاری در جهت دزدی و فساد و غارت منابع ملّی در دست گرفته ، و از آن بمنظور پر کردن حساب های بانکی خودشان استفاده کنند ، و در سایه احکام عقب افتاده آن ، به کشتار و اعدام جوانان مملکت و دگر اندیشان کشور بپردازند ، بر ما واجب است که در مقابل آن ایستادگی کنیم٠٠٠٠
٠٠٠٠ با تکیه بر کتاب شاهنامه ، که اندیشه های والای ایرانی را نمایندگی میکند ، میتوانیم خودرا از بند انحطاط فرهنگی نجات دهیم٠ بعنوان مثال یکی از زیباترین بخش های شاهنامه که فردوسی از همسر خود یاد کرده ، مقدمه داستان بیژن و منیژه است٠ در این خطابه ، فردوسی پس از توصیف شبی هولناک که خواب از سر وی ربوده بود ، از بت مهربان خود ، همسر فرهیخته خویش سخن گفته و توضیح داده که چگونه «مهربان یار» او ، برای وی شمع و شراب و جام شاهنشهی آورده، و چگونه با نواختن چنگ و خواندن داستانهای باستانی ، اورا آرامشی دوباره بخشیده و فردوسی را در تدوین شاهنامه تشویق کرده است٠٠٠٠

٠٠٠٠سنت اسلام اینست که زن را به حساب نیاورد. آئین مرد سالارنه اسلام زن را فقط برای یک منظور می‌خواهد و لا غیر. برای همین است که عشق بعد از اسلام وجود ندارد و کسی‌ دیگر عاشق زن نشد. چون زن موجود بی‌ ارزشی شد… وقتی ۴ تا ۴ تا میتوانید به خانه بیاورید دیگر عاشق چه چیزی میخواهید بشوید؟ دیگر داستان عاشقانه نوشتن و عاشق شدن چه موردی دارد؟ بعد از ورود اسلام عزیز، زن جزو مایملک مرد حساب شد. داستانهای عاشقانه هرچه بوده از قبل از اسلام بیادگار مانده است مانند «بیژن و منیژه» یا «ویس و رامین» و «خسرو و شیرین» و » شیرین و فرهاد» ….تمام آنها از دوران قبل از اسلام است….

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s