برخورد بد مسئولین زندان متی کلا با محسن برزگر

barzegarخبرگزاری هرانا – محسن برزگر فعال دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل هنگام بازگشت از مرخصی با برخورد بد مسئولین زندان روبرو شد.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محسن برزگر، فعال دانشجویی سابق دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که محکومیت ۲ سالهٔ خود را در زندان متی کلا این شهر می‌گذراند پس از گذراندن مرخصی چند روزهٔ خود برای شرکت در آزمون کار‌شناسی ارشد و بازگشت به زندان، با برخورد بد مسئولین زندان مواجه شد.

مسئولین زندان بابل ضمن تحویل ندادن کتاب‌های رمانی که داری مجوز انتشار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، از این فعال دانشجویی تست اعتیاد به عمل آوردند.

محسن برزگر اعلام کرد اگر برخوردهای زننده مسئولین زندان متی کلای بابل ادامه پیدا کند از روز پنجشنبه اول اسفند اعتصاب غذای خود را در اعتراض به حقوق تضییع شده خود آغاز خواهد کرد.

تشدید محدودیت‌ها بر اینترنت در ایران: فیلترشکن «سایفون» و اپلیکیشن «لاین» مسدود شدند

Internet-Censorship-Iran

تقاطع: گزارش‌ها از ایران حاکی از آن است که در دور تازه‌ای از تشدید محدودیت‌ها بر شبکه‌ی جهانی اینترنت، فیلترشکن‌‌های پرطرفداری چون “سایفون” و “وب‌پروکسی” مسدود شده و در کار دیگر برنامه‌‌های عبور از فیلترینگ اینترنت نیز اختلال به وجود آمده است.

شماری از کاربران اینترنت در شهرهای مختلف ایران به “تقاطع” گفته‌ا‌ند که ارتباط‌شان با سرور “سایفون” (psiphon) برای دور زدن فیلترینگ اینترنت از حدود یک هفته‌ قبل به سختی امکان‌پذیر بوده و نرم‌افزارهای دیگری چون “هات‌سپات” و افزونه‌ی “وب‌پروکسی” نیز دچار مشکل شده‌اند.

خبرگزاری فارس، متعلق به سپاه پاسداران نیز روز سه‌شنبه (۲۹ بهمن-۱۸ فبریه) به نقل از یک منبع آگاه از مسدود شدن فیلترشکن “سایفون” از سه روز قبل خبر داد و نوشت که «برنامه مسدود شدن ۸ فیلترشکن در دستور کار قرار دارد».

به گفته‌ی این منبع، از یک هفته پیش، افزونه‌ی ZenMate مرورگر کروم هم که ابزاری برای رمزگذاری داده‌‌های اینترنت و دور زدن آن به شمار می‌رود، مسدود شده است.

وی هم‌چنین در خصوص فیلترشدن اپلیکیشن ارتباط تلفنی و نوشتاری “لاین” (Line) که خبر فیلتر شدن آن توسط “کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه” تایید شده بود نیز گفت که دستوری برای مسدودسازی این اپلیکیشن صادر نشده و «احتمالا ایجاد محدودیت‌هایی در دسترسی به این برنامه، به دلیل اعمال محدودیت دسترسی به سایفون» اتفاق افتاده است.

این درحالی است که صبح روز سه‌شنبه، ”کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه” در خصوص فیلترینک با صدور اطلاعیه‌ای، اعلام کرد که فیلتر شدن اپلیکیشن موبایل “لاین”، روز شنبه (۲۶ بهمن-۱۵ فبریه) «بدون رای منفی» در جلسه شورای این کارگروه تصویب شده است.

این کارگروه که شش عضو از ۱۳ عضو آن را نمایندگان دولت تشکیل می‌دهند، نرم‌افزار “لاین” را به «نقض حریم خصوصی» کاربران تلفن‌های هوشمند، «جمع‌آوری کلیه اطلاعات موجود» در گوشی‌های آن‌ها، و نیز انتشار «بسیاری از محتواهای مجرمانه غیراخلاقی و مستهجن» متهم کرده است.

پیش از این نیز در آخرین روزهای آذرماه امسال، “وی‌چت”، دسترسی به دیگر نرم‌افزار ارتباط تلفن‌های هوشمند که محبوبیت فراوانی در ایران پیدا کرده بود، به دلایل مشابهی با دستور “کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه” مسدود شد.

تشدید فیلترینگ اینترنت در ایران برخلاف انتظارهای پیشین از دولت حسن روحانی برای برداشتن محدودیت‌ها در حوزه‌ی اینترنت به شمار می‌رود. آن هم درحالی‌که اسحاق جهانگیری، معاون اول، جواد ظریف، وزیر خارجه، بیژن نام‌دار زنگنه، وزیر نفت، علی جنتی، وزیر ارشاد، و معصومه ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیط زیست از جمله اعضای دولت هستند که به طور رسمی در شبکه‌ی اجتماعی فیلترشده فیسبوک عضویت دارند. در این میان، در کنار جواد ظریف که یک حساب کاربری فعال در توییتر دارد، صفحه‌ای منتسب به حسن روحانی، رییس جمهوری اسلامی نیز آخرین اخبار و تصاویر اختصاصی مربوط به او را در توییتر پوشش می‌دهد که گفته می‌شود این صفحه توسط یکی از مشاوران ارشد او به روز می‌شود.

آقای روحانی، پیش از این در گفتگویی با کریستین امان‌پور، از شبکه‌ی سی.ان.ان که در حاشیه‌ی اجلاس سالانه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل در مهرماه امسال برگزار شد، در پاسخ به درخواست امان‌پور برای رفع فیلتر فیسبوک و توییتر و دسترسی ایرانی‌ها به اینترنت آزاد گفته بود که تمام تلاشش را می‌کند که این اتفاق در چند ماه آینده بیفتد.

اعتصاب غذای چندتن زندانیان سیاسی رجایی شهر

خبرگزاری هرانا – در پی انتقال رسول بداغی و شاهرخ زمانی به سلول انفرادی دست‌کم ۸ تن از زندانیان سیاسی رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رسول بداغی و شاهرخ زمانی دو تن از زندانیان سالن ۱۲ زندان رجایی شهر کرج که نسبت به پلمب و تفکیک کتابخانه بند اعتراض کرده بودند، روز شنبه ۲۶ بهمن ماه به سلول انفرادی منتقل شدند.

یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود به گزارشگر هرانا گفت: «این دو زندانی سیاسی پیش از انتقال به انفرادی گفتند که دست به اعتصاب غذا خواهند زد.»

همچنین سعید ماسوری، صالح کهندل، ناصح یوسفی، خالد حردانی، محمدعلی منصوری، محمد بنازاده امیرخیزی، حمیدرضا برهانی و میثاق یزدان‌نژاد در اعتراض به انتقال این دو زندانی سیاسی دست به اعتصاب غذا زدند.
خواست این ۸ زندانی سیاسی بازگشت شاهرخ زمانی و رسول بداغی اعلام شده است.

همچنین مسئولین زندان اقدام به تخلیه کامل کتابخانه سالن ۱۲ نموده و قفسه و کتاب‌ها را بداخل بند انتقال داده‌اند.

اعتراض به تلویزیون دولتی نوعی اعتراض به حکومتی هم هست که مردم را به طور نهادینه تحقیر می کند

اعتراض بخشی از بختیاری‌ها در چند شهر بزرگ و کوچک کشور (عمدتا مراکز اسکان ایل بختیاری از اصفهان و الیگودرز، تا ایذه، فارسان و اهواز) به مجموعهٔ تلویزیونی «سرزمین کهن» به توقف پخش این مجموعه پس از پخش چهار قسمت، معذرت خواهی کارگردان (کمال تبریزی)، دلجویی رئیس رادیو و تلویزیون دولتی از معترضان با شعارهای حکومتی و بدون اشاره به اصل اعتراض، و عکس العمل مقامات دیگر دولتی مثل وزیر کشور انجامید. فیلم‌ها و عکس‌های این اعتراضات و گزارش‌های آن‌ها به سرعت در دنیای مجازی منتشر شد.

ریشهٔ این اعتراضات در کجاست؟ آیا این اعتراضات صرفا به توهین‌های ادعایی متوجه است؟ چگونه می‌توان مرز میان توهین و غیر توهین را تشخیص داد؟ آیا ملاک عینی برای این موضوع وجود دارد؟ آیا تشخیص عرفی آن ممکن است؟ چرا انتظارات از رادیو و تلویزیون دولتی در این حوزه بالاست؟

وجه اعتراض

«سرزمین کهن» دوران پهلوی و مخالفانش را به روایت اسلامگرایان عرضه می‌کند بالاخص با محجبه کردن آن دوران و خائن معرفی کردن سوسیالیست‌ها و غربگرایان؛ کمونیست‌ها هم مشرک معرفی می‌شوند تعبیری که تا زمان این سریال کسی از آن برای کمونیست‌ها استفاده نکرده است. این مجموعه در انعکاس فرهنگ و لهجه‌های اقوام ایرانی بشدت ضعیف عمل کرده و مثل بقیهٔ مجموعه‌های تلویزیونی حکومتی در پی وطن پرست معرفی کردن مذهبی‌هاست. اما ریشهٔ اجتماعی اعتراضات به این مجموعه نه عدم بیان درست تاریخ بلکه احساس اقلیت بودن گروه‌هایی از مردم در برابر اکثریت و عدم احساس برابری است. جامعه‌ای که اساس آن بر تبعیض گذاشته شده باشد هر گونه رفتاری را که از سوی اکثریت (مفروض یا واقعی) صورت گیرد به راحتی می‌تواند به عنوان توهین تفسیر کند.

از همین جهت است که حتی معذرت خواهی و توضیحات برای کسانی که احساس می‌کنند بدان‌ها توهین شده کفایت نمی‌کند.

آیا اعتراض وجهی داشت؟

صرف تشابه اسمی خانواده‌ای که نقشی منفی دارد با یک قوم نمی‌تواند توهین آمیز باشد. مادر «رهی» شخصیت کودک فیلم در صحنه‌ای به صراحت می‌گوید که «این خانواده فقط اسمشون بختیاریه. اگر یه جو غیرت بختیاری‌ها رو داشتند این کارا رو نمی‌کردند.» در هیچ بخشی از چهار قسمت این مجموعه سخنی از ایل یا طائفهٔ بختیاری نیست. اگر این گونه بتوان مورد توهین قرار گرفت در ایران میلیون‌ها نفر با اسامی ائمهٔ شیعه و پیامبر اسلام هستند و این افراد به هم انواع ناسزا‌ها را می‌گویند یا مرتکب جرم شده و به زندان می‌روند. بدین ترتیب ذکر اسامی این افراد در حوزهٔ عمومی و رسانه‌ها باید به معنای توهین به مقدسان شیعه گرفته شود در حالی که عرف اقتضای خلاف آن را دارد.

اما فرا‌تر از اینکه توهینی شده یا نشده مهم این است که بخشی از مردم احساس توهین کرده‌اند. در حق اعتراض مسالمت آمیز کسانی که احساس توهین کرده‌اند شکی نیست. اما مسئله این است که پی گیری این توهین چگونه باید باشد و چه مرجعی و چگونه می‌تواند یا باید بدان رسیدگی کند. عین همین موضوع در موارد دیگری از این نوع نیز قابل طرح است.

علل حساسیت بالا

مشکل در اکثر موارد احساس توهین، نه توهین بلکه بیش از حد حساس بودن گروه‌های مختلف اجتماعی در ایران است، گویی افراد منتظرند احساس کنند به آن‌ها توهین شده و عکس العمل نشان دهند. این حساسیت بالا ناشی از بیش از سه دهه رفتار دستگاه‌های دولتی و حکومتی از جمله رادیو و تلویزیون با مردم ایران است. اگر این اعتراضات صرفا به برنامه‌های تلویزیونی بودند معذرت خواهی باید مشکل را حل می‌کرد. اما معترضان به معذرت خواهی قانع نشده‌اند به چهار علت:

۱) چند دهه تحقیر نهادینه و ایدئولوژیک حکومت، بدون آنکه مردم بتوانند به این تحقیر‌ها پاسخ بدهند. ماشین سرکوب راه را بر بروز اعتراض به این تحقیر‌ها و تضمین تداوم آن‌ها باز کرده است. اعتراض به تلویزیون دولتی نوعی اعتراض به حکومتی هم هست که مردم را به طور نهادینه تحقیر می‌کند.

۲) رفتار تلویزیون با مردم که همیشه تحقیر آمیز بوده است. رادیو و تلویزیون دولتی چه در ارائهٔ برنامه‌هایی که شعور مخاطبان را پایین فرض می‌کند و به آن‌ها مستقیما درس زندگی می‌دهد یا در برنامه‌هایی که آن‌ها را صغیر فرض می‌کند و چه در شیوهٔ سانسور برنامه‌ها به مخاطبان خود توهین می‌کند. بی‌غیرت و بی‌مبالات معرفی کردن مردان و زنانی که در سبک روحانیت لباس نمی‌پوشند و بعد تلاش برای نشان دادن مشارکت سیاسی آن‌ها بزرگ‌ترین توهین به مردم با استفادهٔ ابزاری از آنهاست. نفس وجود رادیو و تلویزیون دولتی در ایران تحت نظر ولی فقیه و نیروهای امنیتی اداره کنندهٔ این تشکیلات انحصاری و سیاست مهندسی فرهنگی و القای سبک زندگی روحانیت به مردم در آن توهین به مردم است.

۳) رفتار (بالاخص) تلویزیون در حذف رسانه‌های دیگر. تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی همیشه حامی حذف رادیو‌ها و تلویزیون‌های ماهواره‌ای با پارازیت، مخالف جدی رادیو‌ها و تلویزیون‌های خصوصی و مدافع جدی سلاخی رسانه‌های مستقل و نیمه مستقل توسط حکومت بوده است. از این رو وقتی فرصتی برای اعتراض به این رسانهٔ انحصاری فراهم شود افراد تردید به خود راه نمی‌دهند.

۴) رسانه‌های دولتی جمهوری اسلامی همیشه خود و مقامات کشور و بالاخص روحانیت را در مقام حق و منتقدان و مخالفان آن‌ها را در مقام باطل قرار می‌دهند. همچنین این رسانه‌ها در مقام الهی خود را قرار می‌دهند. وقتی خطایی از سوی این رسانه‌ها صورت می‌گیرد یا خطایی را می‌توان بدان‌ها نسبت داد فرصتی برای مخاطبان برای از برج عاج پایین کشیدن آن‌ها فراهم می‌شود.

مرجع تشخیص

اگر قرار باشد که افراد، مرجع تشخیص توهین باشند هر اثر هنری توهین آمیز است به صرف آنکه یک نفر چنین احساسی داشته باشد. بالاخص افراد مذهبی (به عنوان مذهبی بودن) و روحانیون که خود را مرجع تشخیص حق و باطل می‌دانند می‌توانند احساسات خود را به حق و باطل عینی تبدیل کنند. بر همین اساس برخی از روحانیون و به تبع آن‌ها برخی از اسلامگرایان به فیلم «رستاخیز» به خاطر نمایش برادر امام حسین که معصوم نیست و نقش او و دیگر اعضای خاندان پیامبر را هزاران بار در تعزیه‌ها دیده‌ایم اعتراض کرده‌اند. این‌ها اعتراض از موضع قدرت سیاسی و نفی رقبا با بسط دامنهٔ مقدسات است.

مرجع تشخیص در این گونه موارد دادگاه مستقل با حضور هیئت منصفهٔ واقعی (متشکل از مردم کوچه و بازار با انتخاب به قید قرعه و نه انتصاب از سوی رهبر و نزدیکان او) است. کار هیئت منصفه انعکاس دیدگاه عرفی است و در این مورد تنها عرف است که می‌گوید چه چیزی توهین است و چه چیزی نیست. مرز میان توهین و غیر توهین در نگاه افراد بسیار در هم ریخته است. از این جهت کسانی که به طور تصادفی برای تشخیص این موضوع انتخاب می‌شوند می‌توانند عرف را نمایان سازند. در این موارد شرع هم سخنی ندارد و تشخیص موضوع را به عرف واگذار کرده است (شرع ایدئولوژیک نشده یا شرع غیر اسلامگرایان). اگر در ایران حاکمیت قانون وجود داشت نیازی به تظاهرات خیابانی برای اعتراض به یک برنامهٔ تلویزیونی وجود نداشت و شاکیان به دادگاه رجوع می‌کردند.

سانسور و بی‌اعتمادی

سانسور شدید بلافاصله با عکس العمل بی‌اعتمادی عمومی به رسانه همراه می‌شود. از همین جهت است که برخی از بختیاری‌ها نه توجیه کارگردان و رئیس تلویزیون دولتی در شباهت اسمی و نه معذرت خواهی کارگردان را قبول می‌کنند. دستگاهی که تمامیت خواهانه همهٔ دیدگاه‌ها و انتقادات را حذف می‌کند طبعا باید انتظار این بی‌اعتمادی را نیز داشته باشد. واکنش برخی از بختیاری‌ها، لر‌ها، ترک‌هاو دیگر اقوام به رفتارهای تلویزیون دولتی بعضا به خاطر همین بی‌اعتمادی ریشه یافته است و نه صرفا به خاطر یک برنامه یا کلام و تصویر خاص.

نمی توان بر روی جنایت در اردوگاه پناهجویان جزیره مانوس پاپوآ گینه نو چشم بست

aap_4883_may11_manus_800x600

روز دوشنبه، ۲۸ بهمن‌ماه، در جریان دومین روز از شورش و درگیری در یکی از بازداشتگاه‌های اداره مهاجرت استرالیا (که آن را اردوگاه می‌نامند) واقع در جزیره مانوس پاپوآ گینه نو یک کرد ایرانی کشته و ۷۷ تن زخمی شدند و ۳۵ تن از پناهجویان نیز از این اردوگاه گریخته‌اند.

دولتهای جمهوری اسلامی، پاپوآ گینه نو و استرالیا سه ضلع این جنایت هستند و مسئول مستقیم سرکوب پناهجویان در جزیره مانوس هستند چراکه پناهجویان ایرانی از دست جنایات جمهوری اسلامی به کشورهای دیگر پناهنده می‌شوند اما وزارت خارجه جمهوری اسلامی با کمال وقاحت به دنبال مرگ پناهجوی ایرانی در اردوگاه مهاجران استرالیا در پاپوآ گینه نو٬ با احضار سفیر استرالیا در تهران نسبت به «بدرفتاری و اعمال خشونت» علیه پناهجویان اعتراض کرد و اصلا بروی مبارک خودشان هم نمی‌آورند که پناهجویان ایرانی از دست حکومت اسلام ناب محمدی فرار می‌کنند و هر گونه خطر جانی را در این فرار به جان دل می‌خرند.

حسین می‌رفخار٬ مدیرکل کنسولی وزارت امور خارجه روزسه شنبه٬ ۲۹ بهمن‌ماه٬ در دیدار با سفیر استرالیا در تهران٬ ضمن اعتراض به «اعمال خشونت» علیه پناهجویان ایرانی که منجر به کشته شدن یکی از آن‌ها شده است٬ خواستار رسیدگی فوری در خصوص علل وقوع این حادثه و اعلام نتیجه آن شد. وی همچنین با تاکید بر اینکه ایران در گذشته برای همکاری مشترک درخصوص مدیریت روند امور مهاجران اعلام آمادگی کرده است٬ خواهان اصلاح روش برخورد با پناهجویان بر اساس اصول انسان‌دوستانه شد.

جالب است که جمهوری اسلامی یکدفعه به یاد اصول انسان دوستانه در قبال پناهجویان می‌افتد و این در حالی است که خود جمهوری اسلامی در برخورد با پناهجویان افغانستان کارنامه سیاهی دارد و حکایت استرالیا هم مانند ضرب المثلی است که می‌گوید وای به روزی که بگندد نمک

پل پاور، مدیر شورای آوارگان استرالیا، در این باره گفت: «برای پناهجویانی که پیش‌تر در معرض تعقیب یا شکنجه بوده‌اند و سفری خطرناک را در سودای امنیت و پناهگاه پشت سر گذاشته‌اند، بازداشت درازمدت در مکانی دورافتاده با شرایط سخت محیط را بیش از پیش آبستن حوادث می‌کند.»

گروه‌های حقوق بشر می‌گویند بازداشت‌هایی طولانی در اردوگاه‌های پرجمعیت و گرم، در کنار تعلیق‌های طولانی در رسیدگی به پرونده پناهجویان می‌تواند پناهجویان را به بیماری‌های روانی دچار کند.

بنا بر قوانین جدید استرالیا، تمامی پناهجویانی که سوار بر قایق به این کشور می‌گریزند٬ به اردوگاه‌هایی خارج از خاک استرالیا منتقل می‌شوند که از جمله اردوگاه مانوس در پاپوآ گینه نو و اردگاه جزیره نائورو و جزیره کریسمس از جمله این اردوگاه‌های دورافتاده هستند.

سازمان امور پناهجویان ملل متحد اردوگاه‌های واقع در مانوس و نائورو یکی دیگر از مراکز نگه‌داری از پناهجویان را اردوگاه‌هایی «سخت» عنوان کرده است که «تاثیری عمیق بر زنان و کودکان و مردانی که در آن نگه‌داری می‌شوند، دارد».
امیر حسنی، وکیل مهاجرت در استرالیا، به رادیوفردا می‌گوید «که پاپوا گینه نو و نائورو از فقیر‌ترین و بدآب‌وهوا‌ترین کشورهای دنیا محسوب می‌شوند که اقتصادی متکی بر ماهی‌گیری و صنایع بسیار اولیه دارند و قبایل بدوی اکثر ساکنان آن را تشکیل می‌دهند. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد این کشور‌ها حتی استانداردهای اولیه را برای پذیرش پناهندگان ندارند. پاپوا گینه نو همچنین یکی از بد‌ترین نقاط دنیا برای زنان است و بر اساس آمار، بیش از ۵۰ درصد زنان آن حداقل یک بار در زندگی مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته‌اند، ۶۸ درصد زنان مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند و هیچ‌ گونه مکانیسم حقوقی وجود ندارد که بتواند جلوی این روند جرم و جنایت را بگیرد.»
پیمان جمالی، خبرنگار رادیو اس‌بی‌اس استرالیا، به رادیوفردا می‌گوید: ««بر اساس آمار اداره مهاجرت و محافظت از مرزهای استرالیا که در پایان اکتبر سال ۲۰۱۳ اعلام شده از مجموع ۶۴۰۱ نفر پناه‌جویی که در مراکز و بازداشتگاه‌های اداره مهاجرت زندانی هستند، حدود ۲۸ درصد یعنی نزدیک به یک سوم از کل آن‌ها از اتباع ایرانی هستند. ۱۶ درصد سریلانکایی، ۱۰ درصد ویتنامی، هفت درصد افغان و شش درصد پاکستانی نیز در این میان به چشم می‌خورد.»

به گفته آقای جمالی، بر اساس این آمار، دست‌کم ۴۴۷ زن، ۲۱۰ پسربچه زیر ۱۸ سال و ۱۵۱ دختربچه زیر ۱۸ سال در میان این پناه‌جویان هستند.

دولت استرالیا اعلام کرده این افراد می‌توانند هر وقت که بخواهند به کشورهای خود بازگردانده شوند.

پیمان جمالی، خبرنگار رادیو اس‌بی‌اس استرالیا، می‌گوید که بر اساس اعلام چندی پیش اداره مهاجرت استرالیا، هفت یا هشت خانواده ایرانی، بازگشت به ایران را به ماندن در بازداشتگاه‌های پناهندگی پاپوا گینه نو، نائورو و جزیره کریسمس ترجیح داده‌اند.»
«رسانه‌های اندونزیایی و استرالیایی در روزهای اخیر چند گزارش از یدک‌کش کردن چندین قایق مملو از پناه‌جو به داخل آب‌های اندونزی توسط نیروی دریایی استرالیا منتشر کرده‌اند.

این اتفاق به تیره شدن روابط میان دولت‌های استرالیا و اندونزی منجر شده تا جایی که رئیس کمیسیون امور خارجی اندونزی هشدار داده ادامه این روند می‌تواند به «یک درگیری» بین دو کشور منجر شود.»

شورش پناهجویان در اردگاه مانوس را در زمانی شاهد هستیم که تازه ۷ ماه است که از شورش پناهجویان ایرانی در نائورو می‌گذرد که در آن حدود ۵۰۰ نفر پناهجوی غیرقانونی که توسط دولت استرالیا در جزیره نائورو اسکان داده شده‌ بودند و منتظر جواب اداره مهاجرت، صبرشان لبریز شد وقصدشان این بود که سد نگهبان‌ها را بشکنند و به سمت فرودگاه حرکت کنند. اما نگهبان‌های کمپ به شدت در برابر آن‌ها مقاومت کردند. مردم محلی هم با قمه و می‌له‌های آهنی به کمک نگهبان‌ها آمدند و با پناهجو‌ها درگیر شدند.

تصاویر منتشر شده نشان در ۷ ماه پیش مشان داد که در پی این درگیری، پناهگاه و خیابان‌های اطراف آن به تلی از خاکس‌تر تبدیل شد و وزارت مهاجرت استرالیا در‌‌ همان روز‌ها اعلام کرد که ۱۲۵ نفری که در شورش دست داشته‌اند، به اتهام «ارتکاب جرم» بازداشت شدند و بیشتر پناهجویان شورشی در نائورو ایرانی، فلسطینی، عراقی یا لبنانی بودند.

ارسلان بلوچ

اعدام شش زندانی متهم به قتل در زندان رجایی شهرکرج

خبرگزاری هرانا – سحرگاه روز جاری ۶ متهم به قتل در محوطه زندان رجایی شهر کرج از طریق چوبه دار اعدام شدند.

بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علی طاهرنژاد، محسن رحمتی، شهریار مظفری، میثم چنبری، محمد مقدادی و محمد باباعلی اسامی شش تن از اعدام شدگان سپیده دم روزجاری است که همگی به اتهام قتل عمد به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بودند.

یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفت: میثم چنبری زیر سن قانونی (۱۸ سال) مرتکب قتل شده بود و طبق قانون نباید حکم اعدام در مورد وی اجرا می‌شد.